عزت الله ضرغامى، رييس راديو و تلويزيون دولتى جمهورى اسلامى ايران مى گويد كه حضور مير حسين موسوى و مهدى كروبى، سران مخالف دولت، در برنامه هاى اين رسانه منعى ندارد، ولى مشروط به آن است كه «در چارچوب دموكراسى، قواعد بازى» رعايت شود.
آقاى ضرغامى كه در پنج سال گذشته رياست سازمان صدا و سيما را بر عهده داشت روز ۱۶ آبان ماه از سوى آيت الله على خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى، بار ديگر به اين سمت منصوب شد.
رييس راديو و تلويزيون دولتى ايران در آستانه دور جديد مديريت خود بر اين سازمان روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگاران از رفتار سياسى مير حسين موسوى و مهدى كروبى پس از برگزارى انتخابات رياست جمهورى انتقاد كرد.
وى با بيان اينكه «رسانه ملى به دنبال ايجاد ثبات اجتماعى و از بين بردن فضاى ناپايدار بود» گفت: «نتوانستيم به اين شخصيت ها اجازه بدهيم تا در صدا و سيما حضور پيدا كند.»
آقاى ضرغامى مدعى شد: «اين افراد قصد داشتند تا به صورت مستقيم با مردم صحبت كنند و پيام بدهند كه در خانه نمانيد و انتخابات را دروغ به حساب بياورند و اين امر غير معمولى است.»
وى گفته است: «ما به آقايان موسوى و كروبى اعلام كرديم كه حاضريم در برنامه هاى گفت و گو محور درباره مسائل پيش آمده گفت و گو كنيم. اما ايشان نپذيرفتند.»
به دنبال اعتراض هاى خيابانى به نتيجه انتخابات دهم رياست جمهورى، هواداران نامزدهاى معترض به شدت از عملكرد سياسى سازمان صدا و سيما انتقاد كردند و اين رسانه متهم شد كه در برنامه هاى خود به صورت يك جانبه وقايع و حوادث جامعه را پوشش مى دهد و سعى دارد تا جنبش سبز را «آشوب طلب» معرفى كند.
مير حسين موسوى و مهدى كروبى در بيانيه هاى مختلف خود بارها از سازمان و صدا و سيما درخواست كردند تا فرصتى به آنها داده شود كه با مردم ايران رو در رو صحبت كرده و استدلال هاى خود در زمينه «تقلب گسترده» در انتخابات را مطرح كنند.
آقای کروبی، مهرماه گذشته، خطاب به مقام هاى جمهورى اسلامى و حاميان محمود احمدىنژاد گفت: « اگر راست مى گوييد در برابر دهها ساعت انكار تقلب در رسانه ملى و فشار بر زندانيان بي گناه براى اعتراف، به ما وقت بدهيد تا در تلويزيون دلايل و مدارک خود را ارايه دهيم.»
از سوی دیگر، به دنبال طرح اتهام های گسترده مالی از سوی محمود احمدی نژاد، رییس دولت دهم، علیه اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، و فرزندان وی در مناظره های انتخاباتی، آنها از رییس سازمان صدا و سیما درخواست کردند تا فرصت پاسخگویی در این زمینه فراهم شود.
این در حالی است که به رغم وعده عزت الله ضرغامی برای بررسی فرصت پاسخگویی به اتهام ها پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، این امکان هنوز برای افراد مورد اتهام و اصلاح طلبان فراهم نشده است.
در جريان حوادث پس از انتخابات دهها نفر كشته و بيش از چهار هزار نفر از معترضان نيز بازداشت شدند.
متهم کردن موسوی و کروبی
رييس سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، آقايان موسوى و كروبى را متهم كرده كه «در پيام ها و بيانيه هاى خود نتوانستند اغتشاشات را كنترل كند و اگر ما به بحث كشته شدن افرادى كه در اوايل اين جريانات كشته شدند مى پرداختيم دچار بى ثباتى مى شديم.»
عزت الله ضرغامى در باره حضور اين دو رهبر مخالف دولت محمود احمدى نژاد در راديو و تلويزيون دولتى گفته است: «اگر در چارچوب دمكراسى قواعد كلى بازى را رعايت كنيم و فضاهاى موجود از بين برود و جامعه آرام شود، من هيچ منعى ندارم كه اين افراد در صدا و سيما حضور پيدا كنند.»
اين اظهارات در حالى مطرح مى شود كه بسيارى از منتقدين عملكرد صدا و سيماى ايران مى گويند كه اين رسانه در سال هاى گذشته امكانى براى حضور مخالفان دولت و حاكميت در راديو و تلويزيون دولتى فراهم نكرده است و به طور يك سويه به تبليغ دولت و سياست هاى جريان حاكم بر جمهورى اسلامى مى پردازد.
اين در حالى است كه آقاى ضرغامى با حساس خواندن پنج سال گذشته گفته است كه « در اين ميان رسانه ملى به عنوان بازوى توانمندى براى نظام سعى كرد نقش خود را به خوبى انجام دهد.»
بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران رياست سازمان صدا و سيما را رهبر جمهورى اسلامى منصوب مى كند و سياست هاى اين رسانه بايد به تاييد وى برسد.
آيت الله خامنه اى در ماه هاى پس از انتخابات با حمله شديد به معترضان و رهبران آنها، روند راى گيرى را سالم و عارى از تقلب دانست و حوادث پيش آمده را ناشى از برنامه ريزى قبلى قدرت هاى خارجى دانست.
وى در حكم تمديد دوره رياست عزت الله ضرغامى به وى يكسال فرصت داده است تا در اين سازمان «تحول» بوجود آورد و گفته است كه «انتظار دارد نشانههاى اين تحول در اولين سال مسئوليت» وى مشاهده شود.
دولت استبدادی نمی تواند ضد استعمارباشد.
هاشم آغاجري، از رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ضمن سخنانی در جمع دانشجویان ، تاکید کرد که دولت مستبد نمی تواند ضد استعمار باشد. او که در مراسم بزرگداشت آزادی بیان در دانشگاه تهران سخن می گفت، همچنین ضمن اشاره به ویژگی های جنبش سبز تاکید کرد که این جنبش، حرکتی رو به جلو در جهت شکستن سدهای مقابل آزادیست و پیروز خواهد شد.
آغاجري، استاد تاريخ دانشگاه تربيت مدرس در هفتمین سالروز حکم اعدامش به جمع دانشجویان آمده بود تا در بزرگداشت آزادی بیان سخنرانی کند. او هفت سال پیش به مناسبت 29 خرداد ماه، سالروز درگذشت دكتر شريعتي، به دعوت شوراي هماهنگي گروه هاي دوم خرداد در خانه معلم همدان سخنرانيی کرد که منجر به صدور حکم اعدام برایش شد. به دنبال آن سخنرانی، هاشم آغاجري بازداشت و در 18 آبان 1381 محكوم به اعدام شد. این حکم با فشار و اعتراض دانشجويان پس از مدتي لغو واو از زندان آزاد شد. امسال در هفتمين سالروز صدور این حكم اعدام، عده اي از دانشجويان او را برای سخنرانی در بزرگداشت آزادي بيان به دانشگاه تهران دعوت كرده بودند؛ اما این مراسم بيش از آنكه درباره آزادي بيان باشد، درباره جنبش سبز و ویژگی های آن بود.
در اين مراسم هاشم آغاجري طي سخناني با اشاره به سير تاريخي آزاديخواهي و مبارزات مردم ايران از جمله گفت: "مردم ما در طول 150 سال گذشته همواره به دنبال دستيابي به استقلال، آزادي و عدالت بودند. چرا كه اين سه خواسته در واقع مكمل يكديگر هستند. البته واقعيت هاي اجتماعي ما سبب شد كه مردم به دنبال نفي استبداد و به دست آوردن آزادي باشند. ملت ما در نفي سلطه به دنبال استقلال و نفي مناسبات سلطه بود. همچنين واقعيت هاي تبعيض آميزي در جامعه وجود داشت كه مردم را در دستيابي به عدالت ثابت قدم مي كرد".
استقلال، آزادی و عدالت
او در ادامه تاكيد كرد: "آزادي بيان يك وجه از آرمان آزادي است و دانشگاه در عمر نسبتا طولاني خود همواره مشعلدار اين سه آرمان بوده است. سه آرماني كه هيچيك بدون ديگري معنا و مفهومي ندارد. ويژگي اين سه خواسته اين است كه اگر از زوايه هر يك از آنها نگاه كنيم دو وجه ديگر را خواهيم ديد. حركت مردم در مشروطه نيز با عدالتخواهي آغاز شد كه به تاسيس عدالتخواه منجر شد. از اين رو امروز ايدئولوژي رسمي حكومت و قدرت، تمام اعمال خود را زير عنوان عدالت توجيه مي كند. اما معناي عدالت اين است كه حق ذاتي مردم به رسميت شناخته شود و تا زماني هم كه تمشيت امور مردم در دست يك نفر باشد اين به معناي عدالت نيست".
هاشم آغاجري ادامه داد: "مساله ديگر اين است كه نمي توان از عدالت حرف زد اما دستگاه قضايي مستقلي نداشت. دستگاه قضايي وابسته، ريشخند به عدالت است. وقتي مملكتي به سرنوشت خود مسلط نباشد و سرنوشتش در زرگنده(سفارت سابق روسيه) تعيين شود، به معناي عدم وجود عدالت است. از اين رو نمي توان زير عنوان يك مفهوم ديگر، خواسته هاي ملت را زير پا گذاشت و ناديده گرفت. امروز با دو قطبي هاي كاذبي كه ساخته مي شود حق عدالت، استقلال و آزادي و حقوق ذاتي و اوليه ايرانيان در اين سرزمين بطور روزمره نقض مي شود".
در ادامه نشست، اين استاد دانشگاه با اشاره به مراسم 13 آبان گفت: "اين زير پا گذاشتن حقوق را در چند روز قبل هم شاهد بوديم. در طول پنج ماه گذشته هربار مردم ما براي دستيابي به حقوق خود به خيابان آمدند جوابشان خشونت بود. در اين خشونت ورزي و سركوب قهري حق مردم هم هيچ حريمي را رعايت نكردند. گاهي چيزهايي مي شنويم كه از زنده بودن خود شرم مي كنيم. شرممان مي آيد كه با دختران و پسران ما در كهريزك، شاهپور، اوين و... چنان برخوردهايي صورت مي گيرد".
آغاجري سپس با اشاره به زندان و شكنجه با اشاره به اينكه "وقتي در خيابان ها شاهد برخوردهايي چنان خشن هستيم مي توان حدس زد كه در پشت ديوارها چه بلايي بر سر آنها مي آورند" گفت: "عدالت اگر عدالت باشد بايد پاسدار آزادي باشد. به راه انداختن جنگ عدالت دروغ است. عدالت به هيچ وجه در برابر آزادي قرار ندارد. در برابر عدالت تنها قدرت قرار مي گيرد. از اين رو هر كجا كه به آزادي حمله شد شك نكنيم كه تز حاكميت ناديده گرفتن عدالت است. ما در طول اين چند ماه بارها و بارها شاهد چنين حركت هايي بوديم كه حقوق مردم را ناديده مي گرفت".
اين استاد دانشگاه در ادامه گفت: "در كجا شاهد استقلال بوديم كه آزادي سركوب شده باشد؟ كدام نمونه تاريخي را مي توانيم مثال بزنيم. در كشور ما استبداد و استعمار دو قلو و همزاد هستند كه گاه يكي از اين دو از آن يكي چند لحظه زودتر به دنيا آمده است. دو قلوي همزادي هستند كه وقتي مي آيند بايد منتظر ديگري هم بود. از اين رو ضد استعمار بودن استبداد دروغ بزرگ است. هيچ دولت استبدادي در طول تاريخ بر ضد استعمار نبود و نيست".
هاشم آغاجري سپس با اشاره به وضعیت دانشگاه ها افزود: "وضعيت دانشگاه نمونه قابل ارائه اي است. شما ببينيد كه اين دانشگاه در حالي كه نماد آزادي و تبادل نظر آزادانه است الان در چه وضعيتي قرار دارد. حتي اجازه تبادل نظر بين دانشجويان هم داده نمي شود".
او سپس با اشاره به خواسته هاي اجتماعي و اعتراض هايي كه در طول چند ماه اخير صورت گرفته پرسيد: "جنبش سبز ايران به راستي چه گفته و چه مي خواهد؟ آيا خواسته جنبش سبز جز اين بود كه خواستار به رسميت شناخته شدن حقوق ملت شد؟ سوال اين است كه چگونه مي توان از حقوق ملت ايران در خارج از كشور دفاع كرد اما در داخل كشور چنان با سركوب خشونت آميز با مردم رفتار كرد و حقوق آنها را ناديده گرفت؟ اين تناقض به نظر من افشاگرانه است".
جنبش مسالمت آمیز
آغاجري ادامه داد: "افتخار جنبش سبز اين است كه علي رغم همه فشارها و همه سركوب ها همچنان مسالمت آميز و ضد خشونت است و راهش را اينگونه ادامه مي دهد. به نظر من اين جنبش فاز تكاملي حركتي است كه مردم ايران در بهمن 1357 انجام دادند. اكنون ما به تجربه دريافته ايم كه به صرف جابجايي قدرت و عوض شدن آدم ها مسائل تاريخي ما حل نخواهد شد. بلكه بايد آرمان ها را در عرصه واقعي پاسداشت. بايد دانست كه ميان وسيله و هدف پيوند ناگسستني وجود دارد و خشونت ورزان پس از پيروزي، خشونت را بر عليه دوستان خود نيز بكار خواهند برد".
هاشم آغاجري در ادامه تحليل خود گفت: "مردم ما به تجربه نشان دادند كه اميد خود از هركسي جز مردم ايران راقطع كنند. چند سال قبل عده اي به دنبال اين بودند كه يك منجي بيابند كه بيايد و همه را نجات دهد. اين حباب ها اكنون در حال تركيدن است. ملت ما تنها با نيروي خودي مي تواند استقلال، آزادي و عدالت را بدست آورد".
او ادامه داد: "امروز صدها نفر از مردم ما بازداشت هستند. جرم آنها چيست و چرا بازداشت هستند؟ آنها تنها بر حقوق اساسي خود پافشاري كرده بودند. رهبران جنبش سبز هم كه خواسته هايي جز در چهارچوب همين قانون اساسي مطرح نكرده اند. يكي از اين خواسته ها هم داشتن قوه قضائيه مستقل است. وقتي در دستگاه قضايي قدرت از دري وارد شود، عدالت از در ديگر خارج مي شود. اما مي بينيم كه در همين دستگاه قضا، قاضي آلت فعل مامور امنيتي شده است".
هاشم آغاجري در ادامه با اشاره به آينده جنبش سبز گفت: "زماني اعتراض مردم محدود بود. اما امروز ديگر محدود نيست. در همه خانه ها اعتراض ريشه دارد. اين جنبش حقوق خواهي اكنون در همه جا هست حتي در خانه هاي سهام داران بلوك قدرت نيز ريشه دوانيده است. البته پيروزي صبر، اميد و مقاومت مي خواهد. ما نيز نباید عجله كنيم".
حاکمان بیماری روانی دارند
اين استاد دانشگاه سپس به عدم درس آموزي قدرتمداران از تاريخ اشاره كرد و توضيح داد: "قدرتمداران واقعيت ها را نمي بينند. من گاهي در اخلاق و رفتار برخي اصحاب قدرت نشانه هاي بيماري رواني پارانوئيدي مي بينم. آنها فكر مي كنند كه همه چيز از خارج هدايت مي شود. از اينرو bbc را متهم مي كنند. شاه هم همينطور بود و واقعيت ها را به همين دليل نديد."
او سپس به جبهه بندي در مقابل جنبش سبز اشاره كرده و اظهار داشت: "جنبش سبز با دو گروه مخالف و موافق روبرو است. اما مخالفين آن به دو دسته متوهم و واقع گرا تقسيم مي شوند. متوهم ها به دنبال تز فتنه هستند. از نظر آنها آنچه با آن روبرو هستيم يك فتنه است و بايد آن را جمع كرد و حتي معتقدند با از بين بردن رهبران جنبش همه چيز خاتمه مي يابد در حالي كه اين تلقي بسيار اشتباه است. اما مخالفين واقع گرا مي گويند حوادث پيش آمده نه يك فتنه، بلكه يك بحران است."
هاشم آغاجري افزود: "از نظر متوهم ها ريشه در خارج است. اما مخالفين واقع گرا مي گويند بايد اين بحران را رفع كنيم. اين سبب ريزش ها و شكاف هايي حتي در ميان صفوف آنها شده است كه هر روزه در مطبوعات شاهديم. موافقين جنبش سبز هم كه معتقدند پس از انتخابات بحراني ايجاد شد كه بايد بر طرف كرد. اما طرفداران تز فتنه به دنبال راه حل هايي مثل سركوب و زندان هستند. طرح انقلاب مخملي هم از سوي همين عده مطرح شده است".
اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اشتباه بودن تز فتنه در مورد انتخابات گفت: "سركوب، زندان، اتهام انقلاب مخملي و... چه نتايجي در بر داشت. اگر فتنه از خارج هدايت مي شد به راحتي مي توانستند از بين ببرند. اما نتوانستند از اين رو هر چه طرفداران تز فتنه با شدت عمل بيشتري برخورد كنند جنبش سبز هم راديكال تر خواهد شد. نشانه آن هم راديكال تر شدن شعار ها از 25 خرداد تا 13 آبان است."
جنبش سبز پیروز است
آغاجري در خاتمه سخنراني خود با آرزوي پيروزي براي جنبش سبز گفت: "ما بايد مسالمت آميز رفتار كنيم و به اينده اميد داشته باشيم. اين جنبش پيروز است. از اين رو سركوب شدني هم نيست. حقيقت هاي تاريخي حقانيت وپيروزي جنبش را اثبات خواهد كرد."
پس از اتمام سخنان آغاجری، دانشجويان حاضر در جلسه به طرح سئوالات خود پرداختند. آغاجري در پاسخ به اين سوال كه چرا عده اي از مردم از ترس اينكه جنبش منجر به انقلاب شود در عين انتقاد در خيابان هاي حضور نيافتند؟ گفت: "حاكميت بايد خود را با خواسته هاي مردم منطبق كند و از خود انعطاف پذيري نشان دهد. تجربه تاريخ نشان مي دهد در صورت عدم تحقق چنين چيزي جنبش راه افتاده و كاري به مخالفت فرد يا افرادي هم نخواهد داشت."
او سپس در پاسخ سوال ديگري در مورد اينكه ممكن است سرنوشت انقلاب 57 تكرار شود گفت: "بله. من با اين احتمال موافقم. اما چاره چيست؟ جنبش ممكن است به اين نتيجه برسد كه ديگر هيچ چاره اي وجود ندارد و اميدي هم نيست. از اين رو از آن عبور مي كند و اين تابع خواست كسي نيست. بلكه پروسه اي ضروري اتفاق مي افتد كه بسياري از افراد هم در اين پروسه ايزوله مي شوند."

