تبليغاتX

اهدای "قانون اساسی" به سردبیر روزنامه جوان

دانشگاه گیلان، همچون دیگر دانشگاه های کشور، درمدت کوتاهی که از بازگشایی دانشگاه ها می گذرد، شاهد اعتراضات گسترده دانشجویی بوده است. اعتراضاتی که منجر به صدور 70 حکم تعلیق شده است.در چنین شرایطی دانشجویان در همایش"ترورحقیقت"به سردبیر روزنامه حامی دولت کودتا،یک جلد«قانون اساسی»اهدا کردند.

همایش دو روزه "ترور حقیقت"روز دوشنبه هفته جاری به میزبانی بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان برگزار شد. قرار بود این همایش به صورت علمی و بی طرفانه به بررسی وقایع پس از انتخابات بپردازد، اما روز اول مراسم که با پخش فیلمی به نام "ترور حقیقت" همراه بود، به درگیری بین حامیان دولت و دانشجویان طرفدار جنبش سبز منجر شد. در این مراسم هرگاه که در فیلم، صحنه هایی از اصلاح طلبان پخش می شد دانشجویان شروع به تشویق و کف زدن می کردند و در زمان پخش تصاویر افرادی چون احمد جنتی و محمود احمدی نژاد، صدای اعتراض و هو کردن دانشجویان بر می خاست.

 اما اتفاقات اصلی در روزدوم همایش به وقوع پیوست. همایشی که میزبان نظام الدین موسوی،سردبیر روزنامه جوان بود.نظام‌الدین موسوی از نزدیکان علیرضا زاکانی نماینده حامی احمدی نژاد در مجلس است. آغاز همکاری موسوی با زاکانی مربوط به سال‌هایی است که زاکانی رئیس بسیج دانشجویی استان تهران بود. موسوی در آن ایام (بین سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰) مسولیت تهیه بیانیه‌های بسیج دانشجویی تهران راکه عمدتا علیه دولت محمد خاتمی بود، بر عهده داشت. نظام‌الدین موسوی به نام سید حبیب موسوی از کسانی است که روزگاری سردبیر وب سایت جهان نیوز بود و مدتی هم دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری فارس شد. همان خبرگزاری که سید نظام مدتی دبیر بخش اخبار محرمانه آن بود. وی همچنین مدتی نیز مسولیت آموزش برخی اعضای شورای نگهبان را بر عهده داشت. او هم اکنون در بیت رهبری مشغول فعالیت است و همکاری‌هایی نیز با صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد. از دیگر سوابق وی می توان به همکاری او با روزنامه کیهان به عنوان خبرنگار در حوزه دانشگاه نیز اشاره کرد.

در این مراسم که یا قرائت آیاتی از سوره "منافقین" آغاز شد، نظام الدین موسوی سخنرانی خود را با تعریف و ارائه ی تاریخچه ای از انتخابات آغاز کرد. وی با بیان اینکه در جامعه دو طیف سیاسی و اجتماعی معمولا تعیین کننده انتخابات بوده اند، اظهار داشت که از ابتدای انقلاب و در انتخابات مختلف اعم از مجلس و ریاست جمهوری، در مقاطعی هرکدام از این دو طیف غالب بوده اند.

در بخش دیگری از سخنرانی، وی مدعی شد که طبق تمام نظرسنجی های قبل از انتخابات احمدی نژاد دارای رای بیشتری نسبت به بقیه کاندیداها بوده؛سخنی که با اعتراض تعداد زیادی از دانشجویان مواجه شد.

نظام الدین موسوی سپس با ادعای اینکه حامیان مهندس میر حسین موسوی بیشتر از قشر متوسط و بالا هستند؛ جمعیت این قشر را در مقایسه با طبقه ی مستضعف ومستمند، ناچیز خواند و دلیل کثرت ظاهری طیف طرفدار موسوی را در دو دلیل خلاصه کرد: اول اینکه دارای تریبون های زیادی هستند و دوم اینکه اهل جنجال هستند.( در این قسمت وی حضاری را نیز که در واکنش به سخنانش،اورا هو می کردند مورد خطاب قرار داد.)

دبیر اسبق سرویس ویژه خبرگزاری فارس در ادامه سخنان خود طرفداران احمدی نژاد را بی تریبون دانست؛ در این هنگام  بود که دانشجویان شعار «ننگ ما،ننگ ما،صدا و سیمای ما» را سر دادند. عضو سابق شورای سردبیری روزنامه ایران اظهار داشت: «دروغگو کسی است که می گوید پیرو خط امام است ولی بر خلاف آن عمل میکند». در واکنش به این مطلب دانشجویان فریاد «هاله ی نور را دیده، رای ما را ندیده» و «رای ما را دزدین، دارن باهاش پز می دن» سر دادند.

نکته قابل توجه در این مراسم حضور چند دوربین فیلمبرداری در سالن و حرکت مداوم دوربین مدار بسته تالار حکمت به سوی حضار بود که با اعتراض دانشجویان همراه شد.

در ادامه این مراسم یکی از دانشجویان سئوالاتی از قبیل زیر سوال رفتن 24 سال از انقلاب به خاطر دزد خطاب کردن سران وقت این دوره توسط محمود احمدی نژاد، عدم ارائه فرصت به معترضان در صدا و سیما برای بیان دیگاه و نظرات خود ودر عین حال معترض شدن به آن ها برای مصاحبه با خبرگزاری های خارجی، تعطیلی تعداد زیادی از روزنامه ها، عدم رعایت اصل 24 در مورد آزادی مطبوعات و اصل 22 قانون اساسی در مورد مصون بودن حیثیت، جان، مال، حقوق و شغل افراد، تخلف در پخش چهره متهمان در دادگاه، عدم رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزاد بودن راهپیمایی در صورت مخل نبودن به مبانی اسلام و.. رامطرح کرد.

در پایان این دانشجو نسخه ای از قانون اساسی را به عنوان هدیه به سخنران جلسه اهدا کرد و حضار درواکنش به این حرکت او را با تشویق و شعار «دانشجوی با غیرت» بدرقه کردند.

موسوی در پاسخ به این سوالات با بیان اینکه دعوای حقوقی بر سر انتخابات است، اظهار داشت: بر اساس اصل 99 قانون اساسی نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری بر عهده شورای نگهبان است. در این هنگام عده ای از دانشجویان پاسخ را انحرافی دانستند و خواهان پاسخ مستقیم به سوالات شدند. او همچنین دزد خطاب کردن سران وقت نظام از سوی احمدی نژاد راتکذیب کرد.

 در اینجا بود که تعداد زیادی از حضار در اعتراض به روند برگزاری جلسه و اظهارات سخنران، با خواندن سرود یار دبستانی از سالن همایش خارج شدند و مسیر دانشکده انسانی تا فنی را با هم خوانی این سرود طی کردند.

با خالی شدن سالن از دانشجویان معترض، نظام الدین موسوی در میان جمعی که اکثریت آنها را دانشجویان بسیجی تشکیل می دادند  تظاهرات بعد از انتخابات را غیر مسالمت آمیز دانست و گفت تظاهر کنندگان با آتش زدن اتوبوس و اموال مردم در پی اغتشاش بودند و بنابراین برای اغتشاش نمی توان مجوز صادر کرد.

سخنران همایش «ترور حقیقت» در مقابل، تعرض نیروهای نظامی و امنیتی به مردم را دفاع از خود دانست و مجروح شدن 400 نفر از مامورین نیروی انتظامی را گواهی بر این ادعا برشمرد.وی همچنین کشته شدن تعدادی را در درگیری ها امری عادی دانست که در گذشته نیز در مورد مسائل جزئی اجتماعی و قومی اتفاق افتاده است و بزرگ کردن این مساله را جنجال رسانه ای خواند. او البته مساله بازداشتگاه کهریزک را اشتباهی دانست که خود سیستم نیز آن را پذیرفته است.

 در اینجا یکی دیگر از دانشجویان به طرح نظرات و سوالات خود پرداخت. این دانشجو با بیان گوشه ای از مشاهدات خود در ارتباط  با ضرب و شتم شدید مردم توسط عوامل امنیتی، عدالت مورد ادعای سران کشور را زیر سوال برد. او همچنین خنده های تمسخر آمیز حضار باقی مانده در سالن را در هنگام بیان اظهاراتش زشت خواند. سید نظام الدین موسوی در پاسخ به چرایی برخوردها با اشاره به اینکه خود او چنین صحنه هایی را ندیده، مدعی شد که اگر هم اتفاق افتاده، اشتباه بوده است. او خطاهای نیروهای امنیتی را حداکثر 20 درصد دانست و برخورد نیروهای مختلف اعم از بسیج و نیروی انتظامی را خوددارانه و ملایم بر شمرد.

سایت روز

+ نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |

« گوساله سامری »نماد بازتولید استبداد و ارتجاع!!

"عبدالعلي بازرگان"

دانلود كنيد
روزنامه کیهان، ارگان غیر رسمی! وزارت اطلاعات، در شماره ۱۶ شهریور خود "خبر ویژه ای"! تحت عنوان: "پول بفرستید می‌خواهیم گوساله سامری بسازیم"! درج کرده و به شیوه همیشگی و شاکله شخصیتی گردانندگانش، شورای سیاست گذاری سایت جرس را به این اتهام که از هموطنان همفکر تقاضای یاری کرده، به باد دشنام و بهتان‌های همیشگی نفاق و وابستگی به بیگانگان گرفته بود!

چنین اتهاماتی از ناحیه کسانی که صریحاً اعلام کرده‌اند ترمز و فرمان بریده‌اند، نه نیازی به پاسخگوئی دارد و نه انتظاری جز زیر گرفتن پیاده روها می‌رود، بلکه همچون مصاحبه‌های تلویزیونی، جز اعتبار اجتماعی و افتخار نمی‌افزاید، اما از آنجائی که گمان نمی‌کنم برای مردم عادی و به خصوص نسل جوان، که با عملکرد امثال کیهانیان از اسلام و فرهنگ قرآنی فاصله گرفته‌اند، موضوع "گوساله سامری" چندان روشن باشد، مفید دانستم شرح کوتاهی در این زمینه بدهم تا معلوم شود "سامری"ها چه کسانی هستند و چه کسانی این گوساله را ساخته و بالا برده اند!؟

قصه قداست گوساله، قدمتی به درازای تاریخ دارد، تنها هندی ها به این حرمت قائل نیستند، کسانی که فیلم "گاو" به کارگردانی مهرجوئی را قبل از انقلاب دیده بودند، می‌دانند این موجود پر خیر و برکت چگونه با زندگی روستائیان ما در طول تاریخ پیوند خورده و چرا مرگ گوساله‌شان، بعضاً دردناک‌تر از مرگ فرزندشان جلوه می‌کرده است!

زندگی قوم فقیر و اسیر"بنی اسرائیل" در مصر نیزقرن‌ها وابسته به فرآورده‌های همین حیوان سراسر نعمت بود، به گونه‌ای که، به تعبیر قرآن، با تشنگی شدید عشق گوساله را در دل خود نوشیده! (واشربوا فی قلوبهم العجل - بقره ۹۳) ودستور خداوند برای ذبح یک گاو (و چه بسا مقابله با این وابستگی) را به بهانه‌های بنی اسرائیلی! به تعویق می‌انداختند.

چنین وابستگی ریشه دار ملی که در اعماق فکر و فرهنگ آنان رسوخ داشت، و نیز با منافع دنیائی آنان سخت گره خورده بود، عامل مهمی در حرکت ارتجاعی از توحید به شرک به شمار می‌رفت. به طوری که پس از غرق شدن فرعونیان در دریا و نجات بنی‌اسرائیل، هنوزامضای آزادی آنان خشک نشده بود که این قوم، در مسیر به سوی سرزمین مقدس، فیلشان به اصطلاح به یاد هندوستان كرد، و همین که با اولین قوم بت‌پرست مواجه شدند، از موسی(ع) خواستند برای آنها نیز مجسمه‌ای مانند آنها بسازد (اعراف۱۳۸)!؟

"گوساله سامری" در چنین فرهنگی است که فهمیده و مطرح می‌شود. "سامری" که گویا سوادی سطحی واطلاعات دینی مختصری از شریعت یهود داشت، با غیاب ده روزه موسی(ع) در کوه طور، از موقعیت استفاده کرده و در فریبی شرک‌آمیز، با ساختن گوساله‌ای طلائی! ازجواهرات مصادره شده فرعونیان، فرهنگ باستانی آنان‌ را، که تمایل شدید به گوساله بود، بازتولید کرد و عادتی مادی و ملی را جایگزین خداپرستی توحیدی کرد!

انقلاب ما نیز حرکتی توحیدی همچون قیام موسی(ع) برای رهائی بنی‌اسرائیل بود، با شعارهای: الله اکبر و لااله الاالله نظام سلطنت ۲۵۰۰ ساله را در هم شکست و ابر قدرت‌های پشتیبان آنرا بیرون راند. ما تعلق قلبی به "گوساله" نداشتیم. اما در عوض، "استبداد تاریخی و شخص پرستی" در طول ۲۵۰۰ سال در مناسبات فردی و اجتماعی ما (در خانه ومدرسه و اداره) رسوخ کرده بود و گوساله‌هائی انسان وار داشتیم!

به این ترتیب استبداد و شخص پرستی باردیگر، و این بار قوی‌تر و گسترده‌تربا ظاهری متفاوت، اما باطنی عمیق‌تر بازسازی شد و استبداد دینی، که به قول علامه نائینی بدترین شکل استبداد است، جایگزین گردید.

به زودی شیوه: "همه با هم"، تبدیل به "همه بامن" شد و شعار: "حزب فقط حزب الله ..." آن "همگرائی" شکوهمند را به "واگرائی" فضاحت‌باری، که آثارش به تفرقه مثال زدنی امروز انجامیده است مبدل کرد.

اینک آیا جای این سئوال از نویسندگان کیهان نیست که چه کسانی بیشتر این گوساله را ساخته و بالابرده‌اند که جنبش سبز ایران مجبور است برای پائین آوردنش این همه جان جوانان ارزنده خود را هزینه کند!؟

"جرس" جرمی جز جلوه دادن جرأت جوانان برای انکار گوساله‌پرستی و گرایش به توحید ندارد وتا جائی که حرکت "موسی" را درامثال "موسوی ها" ببیند به توفیق الهی از آن حمایت می‌کند، هرچند ناسپاسان ظالم را خوش نیاید.

 
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 11 قبل از ظهر |

 اول بار نیست و آخر بار هم نخواهد بود که شایعه مرگ یک خود کامه ورد زبانها می شود. از سه سال پیش که پزشک اسپانیایی را به بالین کمونیست پیر، فیدل کاسترو هشتاد ساله، آوردند تا امروز دست کم چهار بار شایعه مرگش سر خط خبرها شده است.طرفه آنکه هنوزهم باید چاوز را به محضرش بیاورند و روزنامه ای بدستش بدهند و عکسش چاپ کنند تا جهانیان بدانند که هنوز هست.  سال پیش در آن سوی گیتی، پس از غیبت دیکتاتور شصت و شش ساله در سالگرد استقلال  کره شمالی، شایع شد که کیم جانگ ایل با ایست قلبی درگذشته است. هنوز هم پاره ای صاحبنظران فردی را که در عموم ظاهر می شود، بدلش می دانند. شایعه مرگ و بیماری رهبر ایران نیز امر تازه ای نیست که چو پیر شود مَرد، دگر دیر نپاید. در نظامهای خودکامه که دیکتاتور در هالۀ ابهام بسر می برد و خبری جز حسن و خوبی اش درز نمی کند، بازار شایعه همیشه گرم است. در اینکه به رسم سرای سپنج، روزی پیک جانسِتان در خانه رهبر جمهوری اسلامی را نیز خواهد زد که تردیدی نیست. پرسش مهم در این جا این است که پس از خامنه ای، چه سرنوشتی در انتظار ایران است؟ آیا او نیز چون دو حکمران گذشته این ملک، به آینده پس از خود اندیشه نکرده است؟ برای هواداران سلطنت به قدری باورنکردنی بود که شاه پس از سی و هفت سال سلطنت بر ایران از خود وصیتی به جا نگذاشته بود، که شهبانو مجبور به انتشار متنی از قول او شد. آیت الله خمینی نیز که به جهت کبر سن باید دلنگران حکومتی بود که خود پایه گذارده بود، خرقه تهی کرد و جانشینی برنگزید، گر چه از قولش جعل کردند. آیا حکمرانان را سحر قدرت و تملق اطرافیان چنان خام می کند که خیال می کنند جاودانه اند؟ آیا رهبر فعلی ایران هم به همین توهم دچار شده است؟

رویدادهای اخیر خلاف این را ثابت می کند. به نظر می رسد آقای خامنه ای به پس از خود اندیشیده است. به اینکه هیچ فرد و گزینه ای وجود ندارد که جناح راست یکپارچه سر بر آستانش فرود آورد. به اینکه پس از او، جمهوری اسلامی بی شک دگرگون خواهد شد و این دگردیسی نه آنطور است که او می خواهد. آنچه در کودتای خرداد 88 روی داد این گفته را ثابت می کند. یکی از دوستان رند شب پس از انتخابات این را گفت و من باور نکردم که "به گمانم خامنه ای دارد می میرد". حال دریافته ام چرا. گیریم که موسوی به ریاست جمهوری رسیده بود، مگر چه می شد؟ قدرت زورآزمایی با رهبری که همه ابزار قدرت در دست اوست را که نداشت. خامنه ای هم که یک بار تمرین کرده بود که چگونه تمام درها را ببندد و جلوی اصلاح را بگیرد. اما اگر موسوی رئیس جمهور بود و هاشمی رئیس خبرگان و او جان می داد چه می شد؟ پس او که همواره با ملایمت و پروا کار به پیش برده بود، اینبار شمشیر از رو بست و آبرو به میان نهاد. زمانی که در نماز جمعه تهدید کرد که مخالفان، پاسخگوی خون های ریخته شده  خواهند بود، سر به زیر انداخت و گوشه عبا صاف کرد و نشان داد که از سر اقتدار تهدید نمی کند. با آنکه هنوز قضاوت در اینکه او چه برنامه ای برای آینده دارد دشوار است، ولی به نظر می آید او طرحی برای پس از خود دارد. آیا مثل حیدرعلی اف و حافظ اسد پسر به جای خود خواهد نهاد، یا قدرت را در دست روحانیت می گذارد و افسارش به سپاهیان خواهد سپرد؟

از سوی دیگر، اقتدارگرایانی که در دایره قدرت هستند و از اسرار پشت پرده آگاهند، نیز بی شک باطل نشسته اند. مگر می شود گمان کرد که احمدی نژاد و مصباح به این مهم فکر نکرده اند؟ مگر جعفری و طائب در سپهر دیگری سیر می کنند که به آنچه مال و مقامشان به آن بسته است اندیشه نکرده باشند؟ سئوال اصلی اما این است که جنبش سبز در برابر چنین رویدادی چه خواهد کرد؟ آیا چشم براه می ماند تا صدا و سیما مردم را دعوت به دعا برای جان رهبر کند تا به فکر تدوین برنامه بیافتد؟ آیا منتظر می ماند تا سر همه چهار راه ها تانک بایستد و خبرگان هرآنچه می خواهد با سرنوشتشان بکند؟ امیدوارم سران جنبش سبز را دل عاقبت اندیشی و اندیشۀ فردایی باشد.

تحلیل از:علیرضا واعظ زاده

+ نوشته شده توسط محمدرضا در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 11 قبل از ظهر |

محمد خاتمى و ميرحسين موسوى خواستار «برچيده شدن فضاى امنيتى در جامعه» شده و اعلام كردند، «ملت با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد».

 پارلمان‌نيوز، پایگاه اینترنتی فراكسيون اصلاح طلب مجلس شوراى به شمار مى‌آيد، روز جمعه اعلام كرد، ميرحسين موسوى، نامزد معترض به نتايج انتخابات رياست جمهورى و محمد خاتمى، رييس جمهور پيشين ايران با هم ديدار و درباره شرايط حاكم بر كشور رايزنى كرده‌اند.

 
بر اساس اين گزارش دو طرف با تاكيد بر لزوم «پايبندى جدى به قانون اساسى و معيارهاى اصيل انقلاب و دفاع از جمهورى اسلامى» نسبت به تداوم اوضاع ناگوار كنونى و به ويژه «ادامه بازداشت‌ها، محدود كردن آزادى‌هاى اساسى بر خلاف قانون اساسى و موازين شرعى و اخلاقى، رواج بداخلاقى‌ها ، تهمت‌زدن‌ها و ناروا گوئى‌ها و محروم بودن كسانى كه مورد تهمت و ناسزاگوئى قرار گرفته‌اند از امكان پاسخ» ابراز نگرانى كردند.

در گزارش پايگاه خبرى پارلمان نيوز هيچ اشاره‌اى زمان ديدار ميرحسين موسوى و محمد خاتمى نشده است.

آقاى محمد خاتمى رييس جمهور پيشين ايران در انتخابات رياست جمهورى ۲۲ خرداد از ميرحسين موسوى حمايت كرده و به دنبال سركوب تظاهرات آرام معترضان به نتايج انتخابات در ماه‌هاى گذشته نيز بارها از رهبران جمهورى اسلامى و «كسانى كه مردم را در خيابان به گلوله بستند» انتقاد كرده است.

به دنبال اعلام نتايج انتخابات رياست جمهورى تهران و چند شهر ديگر ايران صحنه برگزارى تظاهرات معترضان به منايج انتخابات بوده است.

معترضان به نتیجه انتخابات مى‌گويند، دست‌كم ۷۲ نفر در جريان سركوب تظاهرات كشته شده‌اند.

محمد خاتمى و ميرحسين موسوى همچنين در ديدار خود با بيان اين كه «شرايط كنونى به زيان انقلاب ، كشور و مردم است»، تاكيد كردند: «آنچه امروز بيش از هر چيز مورد نياز است بازگشت به قانون اساسى و پرهيز از نقض، تحريف يا توجيهات ناروا نسبت به اين ميثاق گرانسنگ ملى است.»

اين دو مقام عالى‌رتبه پيشين جمهورى اسلامى با هشدار نسبت به پيامد‌هاى «بستن راه نقد سياست‌ها و رفتارها و مقابله با حضور انتقادى و اعتراض مدنى مردم» افزدند:«اگر تريبون‌هاى رسمى و رسانه‌هائى كه بايد در خدمت آرمان‌هاى انقلاب و مصالح جامعه باشند با جعل، تحريف، دروغ‌پردازى، اهانت و ناروا گوئى فضا را آلوده‌تر كنند، بى‌ترديد مناسب‌ترين موقعيت براى فعال شدن جريان‌هايى پديد خواهد آمد كه با اصل انقلاب و نظام سر سازگارى ندارند.»

ميرحسين موسوى و محمد خاتمى همچنين خواستار رفع محدوديت‌هاى اعمال شده براى رسانه‌ها و پايان شرايط امنيتى در كشور شده و تحقق اين امر را به نفع كشور ارزيابى كردند.

 ميرحسين موسوى هفته گذشته با حضور در منزل مهدى كروبى ديگر نامزد معترض به نتايج انتخابات رياست جمهورى در ايران با وى ديدار كرده بود.

در اين ديدار ميرحسين موسوى و مهدى كروبى با تاكيد دوباره بر انجام تقلب در انتخابات رياست جمهورى و ضمن انتقاد شديد از حاميان دولت به دليل «تخريب اصلاح‌طلبان» از مقام‌هاى جمهورى اسلامى خواسته بودند‌، به آنها اين فرصت را بدهند كه با حضور در تلويزيون مدارك خود را (درباره تقلب در انتخابات) ارايه كنند.
+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 12 بعد از ظهر |

سلام  دوستان خوبم 

وقتتون  بخیر

شهادت  صادق  ال محمد رو خدمتتون تسلیت  عرض  می نمایم  و امیدوارم  در پناه احدیت شیعه راستین ان بزرگوار باشیم . یه مطلب  تحت  عنوان اماده صادرات دین مبین اسلام توسط احمدی نژادکرد.انتظار  میره مورد پسند خاطر واقع بشه 

متشکرم  یا علی

برای دانلود کلیک کنید

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |