تبليغاتX
میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحيم

راهپيمايی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون ترديد يک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتايجی بسيار مبارک از آنچه در اين مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به يک سليقه و يک گرايش نيست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در اين سرزمين ريشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پيشداوری‌های نادرست اينک و امروز نتوانند اين نعمت و رحمت را لمس کنند.

اين برکت، ميوه دورانديشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنيان‌های درست را چنان بگذاريد که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شايد ما نتوانسته باشيم حق اين رهنمود را به درستی ادا کنيم، ولی او خود در سيره‌اش اين‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پايه‌هايی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندين سنت و ميعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا کسی قادر نباشد اين شالوده را ديگرگون کند.

روز قدس از جمله اين ميعادهاست. با چنين سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنين دعوتی نمی‌توان بدون تامين و ترويج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او اين مناسبت را نه فقط مختص به فلسطين، که روز مستضعفين و اسلام ناميد تا کمترين شائبه‌ای باقی نگذارد. اينک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای ميليونی مردم معلوم می‌شود.

سی سال پيش از اين امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هايشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر اين پيام با سخن امروز ما نزديک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پيدا کنيم بايد مثل هم بينديشيم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ايم در عين قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است که مسلمانان بايد با تحمل تنوع در ديدگاه‌های خود درمان دردهای مشترک‌شان را دنبال کنند. از اين روست که اگر اين مناسبت به يک پسند سياسی تعلق يابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برايش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و ديگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان اين روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آميخته با يکديگر به صحنه بياورد. روز قدس امسال ما اين گونه نبود، اما برای چنين چيزی بود. اتفاقا اينجانب آخرين جمعه از رمضان امسال را در ميان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پيشوازم آمده بودند و برايم آرزوی مرگ داشتند. در مسير پرهياهويی که بايکديگر همراه شده بوديم سيمايشان را مرور می‌کردم و می‌ديدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می ديدم پيروزی ما آن چيزی نيست که در آن کسی شکست بخورد. همه بايد با هم کامياب شويم، اگرچه برخی مژده اين کاميابی را ديرتر درک کنند.

از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بيشترين بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترين شکل دريافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترين اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگيرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه ديگر که ميقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتيجه و پرخطا بودن سياست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزينه‌های سنگين عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسيار دير بود.

خشونت چاره ساز نيست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شويد. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمين می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنيتی و تحريک‌های مدوام تبليغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه اين حقانيت تغييری در تبعات خشم آنان ايجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهيم از کوشش‌هايمان نتيجه می‌گيريم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دليل بلغزيم چه بسا که حاصل يک هفته و يک ماه تلاش را در يک روز و يک صحنه جا بگذاريم. مردم ما از آن رو خود را شايسته رفتارهايی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بينند که هوشيار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط ميان خوب و بد، بلکه ميان خوب و خوبتر و بد و بدتر تميز بدهد.

خوبتر از نتايجی که در روز قدس به دست آورديم هنوز وجود دارد، کما اين که بدتر از وضعيتی که از آن رنج می‌بريم و بدان اعتراض می‌کنيم نيز هست. در پيش‌رو و در شرايط تاريخی ما تصوير روشنی از نتايج رفتارهای ساختارشکنانه نيست. همان‌گونه که در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقليد به عرض رسيد افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمين ما هستند که هرگز نبايد آنها را از نظر دور کنيم. البته اين عبرت‌ها ما را از استيفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زيرا ما آن صبوری و دانايی را داريم که بدون پرداختن چنين هزينه‌‌های سنگينی سرنوشت خود را بهبود ببخشيم.

آن چيزی که می‌تواند اين هدف بزرگ را محقق کند پايبندی به شعارهای زرينی است که انتخاب کرده‌ايم. هيچ کلمه‌ای که دوستی و برادری ميان مردم را تحت تاثير قرار دهد به بازسازی هويت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانيم و آن چيزی را که اينک به نام دين از سوی بخشی از حاکميت معرفی می‌شود پوستينی وارونه می‌بينيم.

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستينش هستيم. ما جمهوری اسلامی نه يک کلمه کم نه يک کلمه زياد را می‌خواهيم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسيم که با بهانه و بی‌بهانه از موازين اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر اميال شخصی به تعطيل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.

فضای سياسی امروز کشور آن چيزی نيست که سی سال پيش از اين ايرانيان آرزويش را داشتند. مردم اينک از خود می‌پرسند چه چيز ما را از رسيدن به آرمان‌هايمان بازداشت و به شرايط فعلی رساند. اين سوالی اساسی است که جا دارد درباره کوشش‌های امروز و فردای‌ ما نيز پرسيده شود. ما چه بايد بکنيم تا سی سال بعد از نو با همين پرسش روبرو نشويم؟

ما تنها در صورتی به اين اطمينان می‌رسيم که دستاوردهای سياسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنيم. در طول يک قرن گذشته مردم ما از اين قبيل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت اين دستاوردها زنده بود و همين که مردم خسته می‌شدند يا تصور می‌کردند بايد به خانه‌هايشان بازگردند محصول از ميان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نيست. آنچه دائمی است زندگی است.

اين درسی است که ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختيم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ايام جنگ را مبارزه کردند و سپس به نظرشان رسيد وقت زندگی کردن رسيده است؛ وقت آن که پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم که برای معنويتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ايثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شايد برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم اين کلمات آسان نباشد، اما واقعيت دارد. نه آن که ايثار نمی‌کردند؛ نامدارترين قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهايی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حياتی، يا لااقل خاطره حياتی که چشيده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستيم هشت سال با دستان خالی بايستيم.

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کميته ايثارگران را به عنوان يکی از فعال‌ترين بخش‌های ستاد اينجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به اميد تجديد نورانيت ايام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگين‌تر می‌ديدم. بعيد می‌دانم کسی در ميان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به يکديگر پيوند داده است.

به تاسی از آنان ما نيز بايد راه سبز اميد را زندگی کنيم؛ در اين صورت همان معجزه‌ای که آنان آفريدند در انتظار ما نيز هست. اهميت روز قدس امسال در اين بود که نشان داد حيات جديدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نيست. اگر همه در خانه‌هايمان نشسته بوديم و در عين حال اين پيام با همين صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هيچ کمتر نبود.

راه سبز را زندگی کردن يعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هايمان و سرکارمان و در کوچه و خيابان و بر سر معيشت‌های روزمره خود هستيم اين پيام با غيرقابل انکارترين ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ايرانی بودن و اين زمانی بودن ما تکرار می‌شود.
وقتی که سخن از تقويت شبکه‌های اجتماعی و يا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستيد. سخن از آن نيست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهيم و قدرتمند کنيم؛ سخن از آن است که قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبيعی و به هدايتی فطری درميانشان شکل گرفته است. بايد اهميت آنها را درک کنيم.

روز قدس امسال نشان داد اين شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسين و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظيفه‌ای که بر عهده ما قرار دارد آن است که با تکثير انديشه‌هايی که در حوالی آن شکل می‌گيرد و با تذکر دائمی اهميت اين پديده مبارک از آن پرستاری کنيم.

به همين ترتيب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را بايد زندگی کرد سخنی پيچيده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نيست. بلکه توجه دادن به همان چيزی است که داريد تجربه می‌کنيد، و اين که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پيشين، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدايی‌ها و پيوندها و چشم‌پوشی‌ها و يکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هايی که ادامه اين مسير مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.

علاوه بر آن در دانايی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسياری رنج‌ها بی‌نياز می‌کند. مردم ما برای استيفای حقوق خود از پرداختن هزينه مضايقه ندارند، زيرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عين حال اگر برای نتايجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوريم دوام می‌خواهيم بايد شجاعت و فراست را به هم بياميزيم.

اينک بر اثر سياست خارجی غلط و ماجراجويانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هايی قرار گرفته است که بيشترين خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پيش می‌رفتيم شايد ساده‌انگارانه تصور می‌کرديم که اين يک امتياز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهيم مسير سبز را زندگی کنيم چنين نيست.

اينجا کشور ماست و اين زندگانی ماست و اين ما هستيم که بايد نسبت به چنين مشکلاتی نگران باشيم و حساسيت نشان دهيم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همين دولت ده‌ها ميليارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که بايد درمقابل اين امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم اين ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهيز کند در گيرودار يارکشی‌های سياسی افتاده‌اند.

از کداميک از آنان انتظار داريم به رنج‌هايی که بر اثر رفتارهايشان بر مردم تحميل می‌شود اهميت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در اين خاک و بوم را مختل می‌کند حساسيت نشان ندهيم ديگری نشان نخواهد داد؛ کما اين‌که اقتصاددانان ما بيمناک از آن که سرنوشتی شبيه به معترضين نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود کاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بيست هزار دلار درخزانه کشور برای ساقط کردن يک دولت کافی بود. اما اينک فريادهای اخطار نسبت به گم شدن چنين ارقام گزافی کمترين واکنشی بر نمی‌انگيزد.

اخيرا گروهی از اساتيد ايرانی مقيم خارج در نامه‌ای ضمن تشريح برداشت خود از راه سبز اميد هر چيزی که منافع ملت ايران را تامين کند هدف اين جنبش معرفی کرده بودند. بر اين اساس آنان توصيه می‌کردند که با سپاسگزاری از حمايت ملت‌های ديگر ظرف اين چندماه از آنها بخواهيم در هيچ تحريمی بر عليه ايران شرکت نکنند. اينجانب نظر آنان را پسنديدم و بر آن صحه گذاشتم، زيرا اين نه تحريم يک دولت،‌ بلکه تحميل رنج‌های بسيار بر مردمی است که مصيبت دولتمردان ماليخوليازده برايشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به اين معناست و ما با اعمال هرگونه تحريمی بر عليه ملت خود مخالفيم.

اين يک نمونه است. کسی به کسانی که اين خواسته را با ما در ميان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نيز از اين ضرورت آگاه باشيم يا نباشيم به هدايتی فطری در همين مسير هستيم، لذا ضرورت ندارد که اين شيوه را به يکديگر تلقين کنيم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشيم و پرستاری کنيم.

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی که سرنوشت خود را به بود و نبودکسان پيوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی يا افرادی از همراهان عادی خود امتيازات بی‌دليل قائل شدند سرانجام تشخيص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار کردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند که در آنان طمع کنند.

مردمی که می‌خواهند سرپای خود بايستند و حياتی کريمانه را تجربه کنند جا دارد که از نخستين قدم‌هايی که به ناکامی‌‌شان می‌انجامد بابيشترين دقت‌ها پيشگيری کنند. تولد اينجانب نه هفتم مهر که روز آشنايی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنيا آمده بودم نيز جا نداشت حرکت شما به کيش شخصيت آلوده شود. اميدوارم اين کلمات مرا صميمانه و از سر نگرانی و نه يک شکسته‌ نفسی بی‌حقيقت و تعارف‌ گونه تلقی کنيد.

برادر شما - ميرحسين موسوی

+ نوشته شده توسط محمدرضا در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |
هرچند برخورد با روحانیان منتقد در جمهوری اسلامی تازگی ندارد، اما نوع مواجهه با آیت الله دستغیب، نماینده فارس در مجلس خبرگان رهبری از سوی سایر اعضا، نشان می دهد که نمایندگان این مجلس حق هیچ گونه انتقادی از رهبر یا اوضاع حاکم بر کشور را ندارند و کوچکترین انتقادی از او یا وضعیت فعلی جامعه با برخوردی تند و قهرآمیز مواجه خواهد شد. محسن کدیور اندیشمند دینی با اشاره تحولات نشست اخیر مجلس خبرگان به "روز" می گوید: شورای نگهبان اعضای این مجلس را برای روز مبادا مهره چینی کرده و آن روز مبادا هم امروز است.

نمایندگان مجلس خبرگان رهبری که در بیانیه پایانی خود "آیت الله خامنه‌اي را تنها گزينه‌اي" دانستند " كه لباس رهبري امت بر قامتش زيبنده است" از انتقادات آیت الله دستغیب و هشدارهای او نسبت به تخلف از قانون اساسی چنان برآشفتند که طرح برکناری و عزل او را مطرح ساختند.

 

مهره چینی خبرگان برای روز مبادا

چرا مجلس خبرگان رهبری که فلسفه وجودی اش تعیین رهبر و نظارت بر عملکرد و عزل رهبری است تاکنون عملکرد آیت الله خامنه ای را مورد بررسی قرار نداده است؟

دکتر محسن کدیور در گفتگو با "روز" درباره علل پرهیز نمایندگان مجلس خبرگان از بررسی عملکرد رهبرجمهوری اسلامی گفت: این مساله چیز عجیبی نیست مگر مجلس شورای اسلامی یا قوه قضائیه به وظایف خود عمل می کنند که

مجلس خبرگان رهبری هم بکند.

دکتر کدیور افزود: همه نهادهای موجود در جمهوری اسلامی، به صورت هماهنگ و به یک سو پیش میروند از دولت و قوه قضائیه  و قوه مقننه گرفته تا شورای نگهبان و صداو سیما و قوای نظامی و امنیتی.

وی با بیان اینکه " من از اتفاقاتی که در حال افتادن است تعجب نمی کنم" خاطرنشان کرد: اگر مجلس شورای اسلامی مطابق قانون اساسی قرار بود نظارت دقیق و مستمری بر عملکرد قوه مجریه داشته یاشد باید الان شاهد سوال و استیضاح تعداد زیادی از وزرا از جمله وزیر کشور باشیم و یا اگر قوه قضائیه قرار بود مطابق قانون انجام وظیفه کند که اکنون شاهد برگزاری دادگاهها در این شرایط و بدون هیات منصفه و بدون وکیل اختیاری نبودیم.

دکتر کدیور، عملکرد مجلس خبرگان رهبری را نیز در همین راستا ذکر کرده و تصریح کرد: شورای نگهبان اعضای این مجلس را برای روز مبادا مهره چینی کرده و آن روز مبادا هم امروز است.

به گفته او، مجلس خبرگان رهبری هیچ خاصیتی ندارد جز اینکه بگوید لباس رهبری برای قامت آقای خامنه ای برازنده است و چنین مجلسی برای چنین مسولیتی گزینش شده است و نتیجه هم همان است که مهره چینان میخواستند باشد.

دکتر کدیور یادآور شد: از همین رو است که آقای جنتی در نماز جمعه می گوید من و رهبری از مجلس خبرگان رضایت داریم. رضایت خدا و رضایت مردم هم هیچ ارزشی برای آنها ندارد.

 

نطق دستغیب، کف مطالبات مردم

وی نطق آیت الله دستغیب در مجلس خبرگان را "کف مطالبات مردم" و نطقی "بسیار معتدل" دانسته و اشاره کرد که آیت الله دستغیب خواستار این شده که  میرحسین موسوی و مهدی کروبی در مجلس خبرگان خضور یافته و حرفهایشان را بزنند که همین تقاضای بسیار ابتدایی هم مورد موافقت اعضای خبرگان قرار نگرفته است.

دکتر کدیور گفت: به خاطر همین نطق معتدل رفته اند و عزل ایشان را از آقای خامنه ای خواسته اند و به جای اینکه بگویند ارزیابی ما از عملکرد شما این بوده گفته اند که فردی جرات کرده و به جای مداحی، حرف دیگری زده است.

به گفته دکتر کدیور "متملقان و چاپلوسان" چنان با سرعت نزد آیت الله خامنه ای رفته اند که او فهمیده است اگر آیت الله دستغیب را نیز کنار بگذارند خیلی افتضاح به بار خواهد آمد، لذا گفته است که فعلا آیت الله دستغیب در مجلس خبرگان باشد و اما به نظر میرسد که دوره بعد، او را تحمل نخواهند کرد.

 

خبرگان مداح

دکتر کدیور، خبرگان فعلی را خبرگان ناظر ندانسته و تاکید کرد که آنها خبرگان مداح وخبرگان منصوب هستند و با بیانیه ای که منتشر کردند هرچند دل آقای خامنه ای را شاد کردند اما از چشم و دل مردم افتادند و به بقیه نهادهایی پیوستند که مشروعیت ندارند.

 یکی از نمایندگان مجلس خبرگان روز گذشته به خبرنگار "روز" گفت  که بیش از 8 تن از نمایندگان مجلس خبرگان با بیانیه پایانی مخالف بودند اما از ابراز علنی مخالفت و اعلام اسامی خود ابا دارند.

دکتر کدیور در این زمینه تصریح کرد: از این آقایان باید پرسید که از چه چیزی می ترسند و باید گفت که شما انتخاب شده اید در یک زمانی مثل الان تصمیمی تاریخی و قانونی بگیرید و اکنون بهانه فشارها و تهدید ها نه در برابر خدا پذیرفته  است و نه در مبانی دینی و اخلاقی ما قابل قبول است و مردم هم به شدت از سکوت برخی شخصیت ها ناراضی هستند؛ حالا این سکوت چه به دلیل تطمیع باشد چه به دلیل تهدید یا هر چیز دیگری.

وی با تاکید بر اینکه اعتراض ساده و رقیق آیت الله دستغیب، او را روسفید کرده است گفت: ما میدانیم که حدود 20 نماینده دیگر هم موافق آیت الله دستغیب بودند و اگر اعلام میکردند به عنوان یک سند تاریخی ثبت می شد، اما هر چه تعداد مخالفان کمتر باشد نشان دهنده این است که مجلس خبرگان از تکثری که در میان مردم وجود دارد دور است.

به گفته کدیور، با گزینش و مهره چینی انجام گرفته توسط شورای نگهبان، 85 درصد مردم ایران در مجلس خبرگان نماینده ای ندارند و اعضای فعلی این مجلس نمایندگان تنها 15 درصد جامعه ایران هستند؛ لذا درباره بیانیه پایانی این مجلس را هم باید گفت نمایندگان طرفدار آقای خامنه ای بیانیه داده اند.

وی درباره احتمال حذف آیت الله دستغیب گفت: حذف ایشان اهمیتی ندارد چون ما یک نظام حقیقی داریم و یک نظام حقوق که در نظام حقوقی حتی مهره های دست چندم هم طرفداران آقای خامنه ای هستند؛ اما در نظام حقیقی چهره های مردمی و کسانی که جایگاه مردمی دارند جای می گیرند. لذا آقای دستغیب هم جایگاه رفیعی پیدا کرده در حالیکه بقیه اعضای خبرگان بعد زا این جرات نخواهند کرد در مجامع عمومی شرکت کنند و هر جا بروند از سوی مردم مورد اعتراض قرار خواهند گرفت.

این اندیشمند دینی اکثریت اعضای مجلس خبرگان رهبری را روحانیان درباری دانسته و گفت: از پیامبر اسلام داریم که می فرماید علمایی که به دربار سلاطین رفت و آمد دارند دین تان را از آنها نگیرید. اکنون نیز اکثریت اعضای خبرگان ما، عالمان درباری هستند.

 

حمله کیهان به آیت الله دستغیب

از سوی دیگر و در حالیکه به نظر می رسید با مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با عزل آیت الله دستغیب، این پروژه برای مدتی مسکوت بماند، اما تخریب این مرجع تقلید در دستور کار رسانه های حامی دولت احمدی نژاد قرار گرفته است. روزنامه کیهان در شماره روز گذشته خود نوشته است: حمايت هاي فرد ياد شده از برخي سران آشوب ها با استقبال گسترده رسانه هاي ضدانقلابي وابسته به آمريكا و انگليس و رژيم صهيونيستي روبرو شده بود.

روزنامه حسین شریعتمداری در ادامه مدعی شده است: مردم شيراز براي تنبه مشاراليه كه از همنام بودن خود با شهيد بزرگوار حضرت آيت الله دستغيب سوءاستفاده كرده بود، بخشي از سخنان آن شهيد را چاپ و منتشر كرده اند كه در آن آمده است: "... هر عمامه به سري كه از رهبر مكرم انقلاب فاصله بگيرد لعنت خدا بر او باد. همه بايد مطيع رهبر باشند. امام يكي، نايب امام هم يكي، ديگري هيچ حق تقدم ندارد... ناله مرا به گوش همه عمامه به سرهاي ايران برسانيد، هركه مي خواهي باش، خودت را مجتهد مي داني، مقدمات خوان مي داني، بر تو واجب است امروز تبعيت از رهبري، تو حق نداري مقابل رهبر حرفي بزني... مواظب باشيد گرگ ها شما را از رهبر الهي جدا نكنند، شما را گروه گروه نكنند، شما را طعمه خودشان قرار ندهند. وسيله پيشرفت دشمن نشويد. شما الان در جبهه جنگيد، در جبهه جنگ ديني هستيد." 

 به نقل از سایت روز

+ نوشته شده توسط محمدرضا در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 3 بعد از ظهر |
                     

                   چب بگم؟

منبع سایت روز

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 10 قبل از ظهر |
تا دیر نشده صدای اعتراض مردم را بشنوید


در پی بازداشت فرزند دبیرکل جبهه مشارکت، اعضای جوان و دو نفر از فرزندان اعضای ارشد این حزب اصلاح طلب که در هفته گذشته صورت گرفت، گفتگویی را با آذر منصوری معاون سیاسی دبیرکل حزب انجام دادیم. متاسفانه این عضو شورای مرکزی حزب مشارکت کمی پس از این گفت و گو بازداشت شد. او در این گفتگو اقدامات اخیر اقتدارگرایان را ادامه پروژه آنها برای حذف کامل منتقدان سیاسی و برقراری حکومت تک صدایی می داند و تک صدايي را سم مهلک برای یک نظام. منصوری می گوید هر نظامي که مدعي است در مسير خواست و اراده مردم حرکت مي کند تک صدايي را يک تهديد مي داند. او امیدوار است کسانی که قدرت را در دست دارند تا دیر نشده صدای مردم را بشنوند و تنها برای مدیحه گویان گوش شنوا نداشته باشند.
معاون سیاسی دبیرکل حزب مشارکت، درباره ادامه فعالیت این حزب نیز میگوید: جبهه مشارکت يک حزب قانوني است و بر اساس قانون هيچ منعي براي ادامه فعاليت خود ندارد، ما به فعاليت خود در همين چارچوب ادامه خواهیم داد و از پاي نخواهيم نشست.
گفتگوی "نوروز" با معاون سیاسی دبیرکل حزب مشارکت ایران اسلامی را بخوانید:

خانم منصوری برخی از جوانان و رئيس کميته اطلاع رساني حزب در روزهاي اخير بازداشت شده اند این دستگیری ها نشان میدهد که ظاهرا روند بازداشت اعضای جبهه مشارکت ادامه دارد. به نظر شما هدف از این بگیر و ببندها چیست؟
بيش از سه ماه است که از دستگيري دبيرکل و تعدادی از اعضاي شوراي مرکزي و ديگر اعضا حزب مي گذرد ظاهرا اين دستگيري ها مشکلي از مشکلات رو به تزايد آقايان کم نکرده و بنا بر شواهد موجود تا همه اعضاي جبهه مشارکت و خانواده هاي آنان را به اسارت نگيرند اين گروگان گيري ادامه دارد! چه اصراري است به اين دستگيري ها نمي دانم. مشخص نیست هدف آقایان از اين همه دستگيري و اصرار به تداوم رفتارهاي فراقانوني چیست و واقعا در پی چه هستند، ولي همان طور که قبلا هم بارها گفته ام اين کار بر شاخه نشستن و بن بريدن است.
معلوم نيست چه کسی يا کساني اين اقدامات را مديريت مي کنند و نمي خواهم هم کسي را مستقيما خطاب قرار دهم، اما يک نکته براي من مانند روز روشن است که هر شخص يا گروهي که اين اقدامات را مديريت مي کند، کاري را مي کند که جز هزینه برای اين ملک و ملت نتیجه در پی ندارد!

آيا به تغييرات انجام شده در قوه قضاييه می توان امیدوار بود؟
اين انتظارهمیشه بوده و همچنان از رييس جديد قوه قصاييه وجود دارد که به قول هايي که پس از روي کار آمدن دادند عمل کنند و ما اميدواريم به اين وعده ها عمل شود، اما به نظر من مسئله فراتر از اين است. آقاي شاهرودي هم مي خواستند که به قول خودشان اين ويرانه را آباد کنند، اما به اعتقاد من ويراني عدالتخانه ايران خيلي به رئيس آن ارتباطي ندارد. مرکز فرماندهي جاي ديگري است و بسیاری از اقداماتی که در اين روزها شاهد آن بوديم گواهی می دهند که مرکز فرماندهي قوه قضاييه جاي ديگري است و خودشان هم مي دانند که اگر بخواهند هم نمي توانند کاری از پیش ببرند.

با شرايط و محدودیتهایی که براي حزب مشارکت پيش آمده فعاليت حزب در آينده چگونه امکان پذير خواهد بود؟
ببينيد جبهه مشارکت يک حزب قانوني است و بر اساس قانون هيچ منعي براي ادامه فعاليت خود ندارد. هدف جبهه مشارکت از ابتداي تاسيس روشن و تمامي فعاليت هاي حزب علني و در چارجوب قانون اساسي بوده است. ما به فعاليت خود در همين چارچوب ادامه خواهیم داد و از پاي نخواهيم نشست.
اما اراده اي به دنبال تک صدايي در کشور است. يعني بقای خود را- البته به اشتباه- در تک صدايي مي بيند. از سال ها قبل هم در پي حذف احزابي مانند مشارکت در فضاي سياسي کشور بودند. در 4سال گذشته هم براي اين تشکل محدوديت هاي متعددي ايجاد کردند، دستگيري و بازداشت آقاي قابل يک نمونه از اين اقدامات بود. ما حتي براي برگزاري کنگره هم مشکل داشتيم روزنامه ياس نو که مستقیما ارگان حزب نبود را ديديد که چگونه در قدم هاي آغازين انتشار توقيف کردند.
اين ها تماما نشانه هايي بود که ثابت مي کرد اقتدارگرايان به شدت در پي حذف اين حزب هستند، اما انتخابات و اعتراضات مردم به نتيجه آن بهترين بهانه را به دست آنان داده تا عقده هاي ديرين خود را بگشايند و به اين نحو اعضاي شاخص اين حزب را که هر کدام در جاي خود سرمايه اي براي کشور محسوب مي شوند را به گروگان گرفته اند.

برگزاري دادگاهها و پروژه اعتراف گيري از اعضاي حزب را در چه راستایی ارزیابی می کنید؟
دادگاه ها و اعتراف گیری از فعالان سیاسی و اعضای جبهه مشارکت ادامه اجراي اراده اقتدارگرايان براي حدف کامل اين تشکل از عرصه سياسي کشور است. آنها فکر مي کنند با تداوم اين رفتارها می توانند جلوي اعتراض مردم را بگیرند، اما همان طور که شاهد بوديم اين اقدامات نخ نما نه تنها تاريخ مصرف خود را از دست داده، بلکه به التهابات موجود نيز دامن زده است. ديديم که حتي اعتراف گرفتن از آقای حجاريان هم عليرغم تصور آنها دامنه اعتراضات را کم نکرد بلکه هم بر دامنه و هم برعمق آن افزوده است.
اين مردم به نتيجه انتخابات اعتراض دارند؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه سعيد حجاريان يا ديگران به زور اعتراف کنند که همه چيز همان طور است که آقايان مي گويند، به هرحال این مردم معترض هستند. مردم اعتراض و حرف اولشان فقط رايشان بود، اما اکنون همانطور که از شعارها بر مي آيد اين مطالبات به سرعت در حال تغييراست. مگر مي شود تا اين حد چشم و گوش خود را بست و مردم را ندید و صدای اعتراضشان را نشنيد؟

و در پایان؟
تک صدايي سم مهلک برای یک نظام است و هر نظامي که مدعي است در مسير خواست و اراده مردم حرکت مي کند تک صدايي را يک تهديد مي داند. اميدوارم تا دير نشده کساني که قدرت را در دست دارند صداي همه مردم ايران را بشنوند و فقط شنونده صدای عد ه اي مديحه گوي قدرت نباشند.

به نقل از سایت نوروز

+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 10 قبل از ظهر |
هيس  رييس كوتا داره  حرف ميزنه

رييس‌جمهور با اشاره به انتخابات اخير ايران با بيان اينکه شخيص اکثريت مردم در انتخابات اخير اين بود که به من رای بدهند و نبايد مردم را به اين دليل مجازات کرد. گفت: انتخابات در ايران بسيار بزرگ و صددرصد آزاد است تا جايی که کانديداها همه مبانی جمهوری اسلامی را نيز به چالش کشيدند و حتی برخی گفتند، می‌خواهيم نظام را عوض کنيم. به گزارش ايلنا ، محمود احمدی‌نژاد در حاشيه نشست مجمع عمومی سازمان ملل و در گفت‌وگو با "چارلی رز" مجری مشهور شبکه تلويزيونی «پی.بی.اس» آمريکا در پاسخ به پرسشی درباره اينکه روسيه هم با آمريکا برای تحريم ايران همصدا شده، با بيان اينکه تحريم و فشار عليه کشورها را مربوط به دروان گذشته و بی‌تاثير است و با تاکيد بر اينکه اتخاذ چنين سياستی به حل مسايل کمک نمی‌کند، گفت: امروز صحبت از تحريم ضمن اينکه اقدامی غيرقانونی است موضوعی است که در عرصه عمل نيز تجربه شده و ناکارآيی آن اثبات شده است.، اظهار داشت: تحريم‌ها تاکنون اثرگذار نبوده‌اند و از سوی ديگر معلوم نيست چرا آمريکا خود را عضو ممتاز جامعه جهانی می‌داند و اختيارات ويژه‌ای برای خود قائل است.
وی در پاسخ به سوالی درباره انتخابات گفت: در برخی کشورها، نمايشی از انتخابات برگزار می‌شود اما در ايران چنين چيزی امکان پذير نيست. طی ۳۰ سال ۳۰ انتخابات در ايران برگزار شده است. در سال ۸۴ هم انتخاباتی برگزار شد که مجريان آن با تمام توان حامی رقيب من بودند اما مردم به من رای دادند و البته دو کانديدا در آن زمان هم گفتند که در انتخابات تقلب شده؛ درحالی که خودشان انتخابات را برگزار کرده بودند.
وی ادامه داد: مشکل اينجا است که آنان فکر می‌کردند مردم بايد آنان را انتخاب کنند و اگر انتخاب نکردند مشکلی هست و اين درحالی است که ۲۵ ميليون نفر به رييس‌جمهور منتخب رای داده‌اند.
رييس جمهور تصريح کرد: درگيری‌های پس از انتخابات يک طراحی بود و برخی ها هم تشويق و سعی کردند کار غيرقانونی را مثبت جلوه دهند و برخی سياستمداران انگليسی و آمريکايی و برخی رسانه‌های غربی سعی نمودند کار غيرقانونی را قانونی جلوه دهند.
احمدی نژاد افزود: انتخابات برگزار می‌شود تا اکثريت معلوم شود و در هر انتخاباتی اقليت و اکثريتی وجود دارد اما اينکه اقليت بيايد به بانک‌ها آسيب بزند و سطل زباله آتش بزند و شيشه بشکند کار زشتی است.
رييس‌جمهور اظهار داشت: تشخيص اکثريت مردم در انتخابات اخير اين بود که به من رای بدهند و نبايد مردم را به اين دليل مجازات کرد.
وی افزود: من معلم دانشگاه و کارمند دولت هستم. در ايران افراد مهم نيستند مهم اين است که ملت ما ملت قدرتمندی است و نشان داد می‌تواند حوادث بزرگ را در خودش حل کند.
احمدی‌نژاد همچنين خاطر نشان کرد: عموم مردم نتيجه انتخابات را قانونی و درست می‌دانند اما عده‌ای تحت تاثير جريانات سياسی قرار دارند، البته اعتراض آنها هم به من نيست و به انتخابات هم نيست و خودشان می‌گويند که بهانه آنها انتخابات است. ما آنها را سرزنش نمی‌کنيم. هر کس می‌تواند ديدگاه خود را داشته باشد. نکته دوم اينکه انتخابات در ايران بسيار بزرگ و صددرصد آزاد است تا جايی که کانديداها همه مبانی جمهوری اسلامی را نيز به چالش کشيدند و حتی برخی گفتند، می‌خواهيم نظام را عوض کنيم. بالاترين سطح مشارکت در انتخابات اخير اتفاق افتاد. آيا جايی سراغ داريد که ۸۵ درصد مردم در انتخابات شرکت کنند؟ اين ويژگی انتخابات ايران بود. يک انتخابات عظيم و تراز جديدی از دموکراسی را به نمايش گذاشت.
رييس‌جمهور گفت: چرا برخی شعار دموکراسی می‌دهند اما وقتی به ايران می‌رسند از اقليت دفاع می‌کنند! چرا سياستمداران غربی انگليسی و آمريکايی از اکثريت حمايت و دفاع نمی‌کنند؛ مگر دموکراسی را نمی‌پذيرند و دموکراسی نمی‌خواهند؟
وی در ادامه اين گفت و گو در جواب سوالی درباره مرگ مشکوک ندا آقاسلطان گفت: اين جريان قطعاً يک سناريو است و بسيار پيچيده عمل شده است. نکته دوم درباره اين ماجرا اين است که عين چنين اتفاقی در ونزوئلا عليه چاوز هم طراحی شده بود. البته از قوه قضاييه خواسته‌ام اين موضوع را به طور ويژه و جدی‌تر دنبال کنند که چرا اين شهروند ما کشته شده است.
مجری اين شبکه تلويزيونی آمريکايی در ادامه پرسيد آيا موضوع تجاوز در زندانها هم نبوده است که احمدی‌نژاد تصريح کرد: کسی که اين حرف‌ها را زد وقتی از او اسناد خواستند گفت عصبانی شدم اين حرف‌ها را زدم و سندی ندارم.
وی افزود: در ايران اگر کسی تخلف کرده، دستگاه قضايی موظف است رسيدگی کند. براساس فرهنگ و اعتقادات خودمان موضوعاتی بايد به طور قاطع مورد رسيدگی قرار گيرد.
مجری اين شبکه تلويزيونی آمريکايی در ادامه درباره مازيار بهاری سوال کرد و گفت که نگران حال وی است. رييس‌جمهور نيز پاسخ داد: اميدوارم همه زندانيان آزاد شود اما فکر می‌کنم کسی هم بايد نگران ظلم استکبار به ملت ايران باشد.

خبر نامه گویا

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |
احمدي نژاد حيا كنهمزمان با حضور احمدي نژاد در نيويورک،ايرانيان مقيم پاريس و بروکسل نيز مراسم مختلفي در اعتراض به کودتاي نظامي و دستگيري هاي گسترده و همچنين زنداني کردن و شکنجه دستگيرشدگان برگزار مي کنند.

 

کميته مستقل ضد سرکوب شهروندان ايراني در پاريس

در همين ارتباط کميته مستقل ضد سرکوب شهروندان ايراني در پاريس طي هفته گذشته و اين هفته با برگزاري گردهمايي هاي اعتراضي در برابر سفارت جمهوري اسلامي در پاريس و همچنين ديگر نقاط اين شهر به همصدايي با جنبش سبز ادامه مي دهد. در بيانيه اين کميته به مناسبت گردهمايي امروز آمده است: براي اعتراض به حضور احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل، کاروان‌هاي صلح و آزادي از سراسر آمريکا راهي نيويورک شده اند. پشتيباني وسيع ايرانيان ديگر کشورها از کاروان هاي صلح و آزادي و برگزاري هم زمان تظاهرات اعتراضي در بيشتر شهرهاي بزرگ اروپا، بار ديگر به جهانيان نشان مي‌دهد که ايرانيان احمدي نژاد را رييس جمهور خود نمي‌دانند.کميته مستقل ضد سرکوب شهروندان ايراني نيز همراه با ايرانيان سراسر جهان، براي اعتراض به حضور احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل، تظاهراتي را در روز 24 سپتامبر در TROCADERO، برگزار مي کند.اين مراسم از ساعت 6 تا 8 بعد از ظهر امروزبرگزار مي شود.

 

گردهمايي ايرانيان مقيم بلژيک

ايرانيان مقيم بلژيک نيز ديروز با تجمع در برابر شوراي اروپا به حضور احمدي نژاد در نيويورک اعتراض کردند و خواستار آزادي زندانيان سياسي در کشور شدند. در اين مراسم تني چند از سخنرانان با اشاره به شرايط ايران بعد از انتخابات 22 خرداد،برخوردهاي حکومت اسلامي با مردم را محکوم کردند.در اين مراسم نيز شعارهايي که در ايران داده مي شود تکرار شد و آوايي ديگر از صداي مردم ايران رابه گوش جهانيان رساند.

 

کانون مدافعان حقوق بشر در ايران که برگزار کننده اين مراسم بود در فراخوان خود باتاکيد بر اينکه "احمدي نژاد رئيس جمهور انتخابي اکثريت مردم ايران نيست" از جهانيان خواسته بود او را برسميت نشناسند. در اين فراخوان همچنين آمده بود: کانون به همراه ايرانيان ساکن بلژيک و نيز همراه با ديگر هموطنان در ديگر کشورهاي جهان، با صداي بلند اعتراض خود را به نقض شديد و خشن حقوق بشر در ايران و مهمتر از همه به حق حضور احمدي‌نژاد در صحن سازمان ملل اعلام مي کند.

گروهي از دانشجويان و فعالين سياسي ساکن بلژيک هم روز 26 سپتامبر سميناري در ارتباط با مسائل ايران و در راستاي مبارزات مردم ايران در بروکسل برگزار مي کنند. در بيانيه اين گروه آمده است: "همانطور که جوانان در خيابان هاي ايران مبارزه کردند و يکديگر را شناختند، ما نيز در اعتراضات خياباني در شهرهاي اروپا با هم و ايده هاي رنگارنگ همديگر آشنا شديم و به دلايل مختلفي مثل جوان بودن، هم نسل بودن، سئوال مشترک داشتن و... بهم پيوند خورديم و با احساس نياز به کار مشترک تصميم به برگزاري اين سمينار گرفتيم."

دراين سمينار سه موضوع مورد بحث قرار مي گيرد که عبارتند از: بررسي خيزش اخير مردم ايران،
بررسي نقش زنان و جوانان در اين مبارزات وبررسي نقش جوانان (زن و مرد) در بيرون مرزهاي ايران در رابطه با تحولات اخير.

منبع :سايت روز

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 8 قبل از ظهر |