تبليغاتX
آگاهان در داخل ایران گزارش می دهند که داغ ترین موضوع روز بین رهبران محافظه کاران ایران این است که بعد از آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران که گفته می شود سرطان خون دارد، چه کسی رهبر می شود. همین منابع گزارش داده اند که کسانی که شانس بیشتری برای گرفتن جای خامنه ای دارند، آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قدرتمند قوه قضائیه است که ماموریتش چند هفته دیگر به پایان می رسد. 
در این مرحله، این بحث ها بطور عمومی مطرح نمی شود. حتی در محافل داخلی هم محافظه کاران از خطر اینکه خامنه ای تبدیل به رهبری فاقد قدرت بشود، صحبتی نمی کنند. ترجیحا قرار است همه چیز به سرطان وی که به مراحل آخر رسیده است، مربوط بشود. در حال حاضر در در آمادگی برای وقوع یک اتفاق است. اما اگر بحران های ایران ادامه پیدا کند، تصمیم گیری در این مورد، اجتناب ناپذیر خواهد شد. 

به نظر می رسد شاهرودی برای تصدی این مقام، عالی است. او در سن 61 سالگی در اوج قدرت است. او شاگرد ممتاز آیت الله محمد باقر صدر است که خود پدر زن مقتدی صدر، رهبر سپاه مهدی عراق است. شاهرودی در میان همتایانش معروف به داشتن دانش مذهبی بالا و هوش فوق العاده است. او بعنوان یک سیاستمدار تندرو او قسمت اعظم عمرش را در راه مبارزه برای برقرار کردن حکومت اسلامی در ایران و عراق تحت فرمان آیت الله روح الله خمینی از چهل سال پیش، سپری کرده است. 

در عین حال، سابقه او در زمان ریاست قوه قضائیه نشان می دهد که او مخالف تغییرات تندورانه و بیشتر طرفدار مذهب مدرن شده است.خلاصه اینکه او بعنوان یک قاضی، همه نقاط قوت خامنه ای و کمی از نقاط ضعف او را دارد. 

 

خط سیر سیاسی 

شاهرودی که از والدین ایرانی در شهر مقدس نجف در عراق زاده شده است، از همان سنین کودکی همانطور که نسل های متمادی در خانواده اش متداول بود، با مذهب شیعه آشنا شد. او شاگرد آیت الله العظمی صدر و بعد ها در سال های 1960، شاگرد خمینی شد. این دوران، دوران تغییر جهت عقاید شیعی در مورد سیاست و حکومت است. صدر اندیشه شیعه مدرن را بعنوان حکومت مسلمین آغازکرد که بعد ها باعث بوجود آمدن حزب دعوه در اوایل دهه شصت میلادی شد. بغیر از شاهرودی از دیگر شاگردان آیت الله صدر در آن دوران می توان از چهره های تاثیر گذاری چون محمد حسین فضل الله در لبنان، و کاظم الحائری و محمد باقر حکیم در عراق نام برد. 

آیت الله خمینی در دوران تبعید اندیشه های محمد باقر صدر را تغییر داد و یا به قول خودش آن را تکمیل کرد و در نتیجه ولایت امت بر خود وی را به آنچه امروز ولایت فقیه گفته می شود، تغییر داد. 

شاهرودی بتدریج از موضع گیری استادش به سمت موضع گیری های آیت الله خمینی تغییر جهت داد. در اواسط دهه هفتاد میلادی به دلیل فعالیت های سیاسی توسط پلیس مخفی صدام حسین در عراق دستگیر و چهل روز زندانی شد. شاهرودی با وجود شکنجه هایی که می شد از همکاری با زندانبانانش سر باز زد اما یکی از برادرانش در تلویزیون به همه اتهامات اعتراف کرد و رفقایش را متهم به دست داشتن در توطئه کرد. 

بعد از کشته شدن صدر در سال 1980 برای همیشه به ایران آمد و شورای عالی انقلاب اسلامی عراق را تاسیس و تا مدتی رهبری کرد. در سال 1996 بعنوان حقوقدان وارد نهاد تندرو شورای نگهبان شد. عاقبت در سال 1999 توسط خامنه ای بعنوان رئیس قوه قضائیه انتخاب شد و تا کنون این مقام را حفظ کرده است. 

یک استاد دانشگاه می گوید:"بسیاری از مردم تصور می کنند دوران تصدی شاهرودی در قوه قضائیه شبیه هیچ دوران دیگری نیست. از یک سو در این دوران صد ها روزنامه نگار و فعال سیاسی دستگیر شدند و بدون طی کردن مراحل قانونی محکوم شدند، نمایندگان مجلس به دادگاه کشیده شدند و مردم عادی بزور مجبور به اعتراف های دروغین شدند. از سوی دیگر او اولین رئیس قوه قضائیه بود که سنگسار و بسیاری از مجازات های غیر انسانی را محکوم کرد و قانون خانواده را به سود زنان، پیشنهاد کرد". اما این تناقض ها برای کسانی که با مکتب سیاسی شیعه و امر قضاوت در این مذهب آشنا هستند، شاهرودی یک نمونه است که نباید باعث تعجب شود. 

هدف فقیه یا قاضی در این مبحث این نیست که قوانین بین المللی یا حقوق بشر رعایت کند بلکه این است که درحالی که شریعت را به شکل یک مجموعه کامل سیاسی و اجتماعی ارائه می دهد، در حفظ حکومت اسلامی هم بکوشد.یک قسمت از وظیفه رهبر سیاسی و مذهبی برقرار کردن تعادل بین این مناقشه ها است. شاهرودی تلاش زیادی برای بازگزداندن اعتبار به این دستگاه عظیم یعنی قوه قضائیه ایران کرده است، این دستگاه شامل 160 هزار قاضی و حقوقدان و کارمند است که سالانه 9 میلیون پرونده را بررسی می کند و به وضعیت صد ها هزار زندانی رسیدگی می کند. او در حال حاضر با کامپیوتری کردن روند پرونده ها نیروی کار را کاهش داده است و پرونده های زیادی را از دادگاه ها به کمیته های داوری محلی ارجاع کرده است. بغیر از این، برخلاف مخالفت تندرو ها، برخی از مجازات های اسلامی را تغییر داده است. 

در عین حال او در دوران ریاست قوه قضائیه در کنار سایر مراجع قضائی تلاش کرد تا مخالفان بیرحمانه کنار بروند. تندرو های ایران هر نوع مخالفت، حتی آرام ترین آن را تهدیدی برای حکومت اسلامی می دانند. 

یک نکته دیگر که باید در مورد رهبر شدن شاهرودی در نظر گرفت این است که او بار ها در مقابل دولت احمدی نژاد، موضع انتقاد آمیز گرفته است. شاهرودی و قضات عالیرتبه دیگر چندین بار بیانه های رسمی علیه اقدامات احمدی نژاد در مورد دادن سرمایه ها و منابع مهم به سپاه پاسداران، منتشر کرده اند. در جریان انتخابات اخیر، دادستان عمومی رادیو و تلویزیون را به دلیل دادن وقت اضافه به احمدی نژاد، محکوم کرد. 

زمانی هم که رهبر ایران، خامنه ای، از احمدی نژاد و متحدانش دفاع کرد، چینی موضع گیری هایی از سوی قوه قضائیه پر معنا و سمبولیک بود و نشان داد که شاهرودی به این دسته از فعالان سنت گرا تعلق دارد که معتقدند رهبر مذهبی باید عادل و بی طرف باشد و این صفاتی است که خامنه ای مشخصا به آن دست نیافته است. 

بابک سرفراز نام مستعار یک روزنامه نگار در داخل ایران است.

بر گرفته از سايت روز 



+ نوشته شده توسط محمدرضا در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 8 بعد از ظهر |
بسم الله الرحمن الرحيم

می‌گويند فرزندان انقلاب در دادگاهی که ديروز تشکيل شده بود به ارتباط با بيگانه و برنامه‌ريزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اينجانب در سخنان آنان دقيق شدم و در حقيقت آن چنين چيزی نيافتم، بلکه شنيدم که با ناله‌ای عميق از سرگذشت دردناک خود در اين پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هايی له شده که ممکن بود به هرچيز ديگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چيز ديگری جز داستان رنج‌هايی که کشيده‌اند ممکن است بگويند. می‌گفتند محسن روح‌الامينی حق داشت که شهيد شد. می گفتند که اگر ۵۰ روز ايستادگی نکرده بوديم اين نمايش هفته‌ها پيش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اينها حرف‌های ما نيست.دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گيران ديگر به استخوان مردم رسيده است تا جايی که اينک از ميان کسانی قربانی می‌گيرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهديد ديگرانی سرگرمند که در نشو و نمای اين نهضت و تاسيس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترين نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آيا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چيزی کمتر از آن تهديد می‌کنيد؟ يا پس از به مسلخ بردن جمهوريت نظام، اسلاميت و آبروی آن را هم با اين بی‌آبرويی‌ها هدف گرفته‌ايد؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هايی اينچنين فرمايشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هايی که ديديم و ديديد جز تدارکی ناشيانه برای شروع به کار دولت دهم نيست. از دادگاهی که همه چيزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نيستيد آن را در رعايت ظواهر اوليه يک دادرسی قضايی به نمايش بگذاريد. با دادخواستی سبک، با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هايی که به خروار خمير می‌شوند، با تکيه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنيده است و با استناد به اعتراف‌هايی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطايی از آن هويداست انتظار دارند ملت را به چه چيز قانع کنند؟ آيا نخوانده‌اند که پيامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نيست يا کسی که در زندان يا قيد و بند باشد و او را تهديد کرده باشند اقراری برای او نيست (الغدير جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که ديشب پس از ۵۰ روز بی‌خبری چهرةشان را ديدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگين نباشيد. بدانيد که مردم وضعيت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چيز ديگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبين اين فجايع را شاهد باشد و بازجويان و شکنجه‌گرانی که اين‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَی أَجَلٍ مُّسَمًّی فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزای] ستمشان مؤاخذه می‏کرد جنبنده‏ای بر روی زمين باقی نمی‏گذاشت ليکن [کيفر] آنان را تا وقتی معين بازپس می‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتی آن را پس و پيش نمی‏توانند افکنند .

به نقل از سایت قلم

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 7 بعد از ظهر |
<strong>اکبر گنجی</strong>،<strong> شیرین عبادی</strong>،<strong> دزموند توتو</strong>

اکبر گنجی، شیرین عبادی، دزموند توتو

به پیشنهاد اکبر گنجی از روز چهارشنبه ۳۱ تیر تا ۲ مرداد ماه (۲۲ تا ۲۴ جولای)، ایرانیان مقیم آمریکا، همراه با شهروندان آمریکایی در مقابل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک به یک اعتصاب غذای نمادین دست خواهند زد. پس از آن، روز شنبه سوم مرداد، در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، تظاهرات و برنامه های زیادی برای اعتراض به دولت جمهوری اسلامی و همبستگی با ملت ایران برگزار خواهد شد.

در بیانیۀ نخستین که به ابتکار اکبر گنجی در تاریخ بیست و یکم تیرماه منتشر شد و علاوه بر امضای او نام ۲۶ نفر دیگر را به عنوان امضا کننده و ۱۶ نفر دیگر را به عنوان حمایت کننده با خود داشت، آمده بود: "مردم شریف ایران با حضور گسترده خود در انتخابات ۲۲ خرداد نشان دادند که علی رغم نقایص اساسی نظام انتخاباتی در ایران ترجیح می دهند که سرنوشت خود را به شیوه های مسالمت آمیز و دموکراتیک تغییر دهند. بیانیه با پشتیبانی از "جنبش سبز مردم ایران" و با محکوم کردن تقلب انتخاباتی و سرکوب و بازداشت مردم، می افزاید :"به مدّت سه روز از ۳۱ تیر تا ۲ مرداد ماه (۲۲ تا ۲۴ جولای) در برابر مقر سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا خواهیم زد تا صدای مظلومیت مردم شریف ایران زمین را به گوش جهانیان برسانیم، و از اعضای مسؤول جامعه جهانی بخواهیم که مصرانه و بجدّ از دولت جمهوری اسلامی بخواهند که تمامی بازداشت شدگان را بسرعت و بدون هیچ قید و شرطی آزاد نمایند".

این بیانیه همچنین خواستار دیدار نماینده ی دبیر کل سازمان ملل متحد با بازداشت شدگان و آزادی فوری آنها شده بود. در پایان، امضا کنندگان از همۀ ایرانیان مقیم آمریکا دعوت کرده بودند که به این همایش اعتراضی در برابر مقر سازمان ملل متحد بپیوندند. 

پس از انتشار این بیانیه، موجی از اعلام حمایت ها در سراسر جهان به راه افتاد. علاوه بر ایالات متحد آمریکا، شخصیت های متعدد سیاسی و فرهنگی از اروپا و برخی کشورهای دیگر مثل مکزیک و کانادا با این حرکت اعلام همبستگی کردند.

در میان حامیان و پشتیبانان، اسامی برخی هنرمندان و اندیشمندانی دیده می شود که دامنۀ تبلیغی این حرکت را بسیار گسترده می کند. اسامی رابرت ردفورد بازیگر وفیلمساز یا نوآم چامسکی معترض همیشگی آمریکایی، و در میان هنرمندان ایرانی نام های کسانی چون گوگوش یا ابی، توجه بسیاری از مردم دور از سیاست را جلب می کند.

شهره آغداشلو بازیگر، فرامرز اصلانی خواننده و آهنگساز و شهیار قنبری شاعر و ترانه سرا، هر یک در نامه ای جداگانه اعلام کرده اند که در یکی از سه روز تعیین شده در کنار اعتصاب کنندگان حضور خواهند یافت. آنها از همۀ ایرانیان نیز دعوت به پیوستن به این جنبش کرده اند. به عنوان مثال گوگوش اعلام کرده که در روز نخست اعتصاب غذا، یعنی چهارشنبه، و ابی در سومین روز آن حضور خواهد یافت. رابرت ردفورد نیز دختر خود را به عنوان نماینده به این جمع خواهد فرستاد.

در میان امضا کنندگان و حمایت کنندگان اصلی بیانیۀ نخستین نیز وجود اسامی شخصیت هایی از محافل یا گرایش های مختلف، در کنار نام اکبر گنجی، جلب توجه می کند. به عنوان مثال، اسامی عبدالعلی بازرگان، فاطمه حقیقت جو، منصور فرهنگ، احمد کریمی حکاک، مهرانگیز کار، حمید دباشی، و سپس دانشگاهیان و پژوهشگران درجه اولی چون ژانت آفاری و یرواند آبراهامیان در کنار اسامی شخصیت هایی از افق های مختلف چونعبدالکریم سروش، علی کشتگر، محسن مخملباف یا شهرنوش پارسی پور قرار گرفته است.

در میان نامه های متعدد پشتیبانی، بیانیۀ گروهی از روشنفکران آمریکایی بیشتر جلب توجه می کند. این بیانیه بعد از یادآوری بیش از هشتاد روز اعتصاب غذای اکبر گنجی در چهار سال قبل و توصیف آن به عنوان لحظۀ تعیین کنندۀ مقاومت در برابر سرکوب،  به حمایت از"جنبش سبز دموکراتیک ایران" می پردازد و هم صدا با اکبر گنجی، از همۀ شهروندان آمریکایی و ایرانی می خواهد که در این حرکت اعتراضی شرکت کنند.

امضا کنندگان این بیانیه اکثراً اساتید معتبرعلوم سیاسی، فلسفه و حقوق در دانشگاه های بزرگ آمریکا هستند. دانشگاه های میشیگان، شیکاگو، هاروارد و استانفورد در این میان مکان ممتازی دارند. به ویژه حدود ده تن از استادان بنام استانفورد بیانیه را امضا کرده اند. احتمال دارد که شرکت فعال اهل استانفورد، به دلیل حضور عباس میلانی در این دانشگاه باشد که خود نیز بیانیه را تحت عنوان رییس گروه ایرانشناسی استانفورد امضا کرده است.

از دیگر شخصیت های فرهگی ایرانی می توان از رضا براهنی نام برد که از کانادا می نویسد: "افتخار بزرگی است که همراه دوستان آزاديخواه کانادا به جمع اعتصاب غذای ايرانيان که به همت مبارز خستگی ناپذير، اکبر گنجی، و ساير آزاديخواهان در نيويورک در برابر بنای سازمان ملل تشکيل می شود، می پيوندم". و سپس می افزاید: "نسل جوان امروز ايران ديگر جانش از اين همه زورگويی به لب رسيده، می گويد مرگ يک بار، شيون يک بار. مردم ديگر اين رسوايی خونين به نام حکومت و دولت را نمی خواهند... چرا دولت مثل دزد سر گردنه بر قافله ی ملت می تازد؟ چرا جوان بيست ساله را روانه ی خاک می کند؟ چرا در روز روشن دختر بيست ساله را می کشد؟ چرا شهر را قرق می کند؟"...

 

اما پس از سه روز اعتصاب غذای نیویورک، به روزچهارم یعنی سوم مرداد خواهیم رسید که از طرف جمعی از گروه ها و سازمان های مدافع حقوق بشر در ایران و خارج، روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران نامیده شده است.

حامیان روز جهانی اقدام برای حقوق بشر عبارتند از شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، دیدبان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و ابتکار زنان برنده جایزه صلح.

در این روز تظاهراتی در برابر دفاتر نمایندگی های جمهوری اسلامی در دست کم ۵۰ شهر جهان برگزار خواهد شد

همراه با شیرین عبادی، اسامی برندگان جایزۀ نوبل صلح، دزموند توتو برنده جايزۀ سال ۱۹۸۴، مايريد مگوآير برنده جايزۀ سال ۱۹۷۶و جودی ويليامز برنده جايزۀ سال ۱۹۹۷ در میان نام های حمایت کنندگان دیده می شود.

علاوه بر این، خانم سیمین بهبهانی، اسماعیل خویی و داریوش اقبالی به این حرکت پیوسته اند.  

شون پن، بازیگر پرآوازۀ آمریکائی نیز در مقاله ای که مشترکا با خانم راس میراکرمی، از آمریکائیان ایرانی تبار، و ریس ارلیچ، یک روزنامه نگار آمریکائی، نوشته است  ضمن پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم ایران و مخالفت با هرگونه مداخلۀ آمریکا در امور ایران اعلام کرده است که از حرکت ایرانیان در روز بیست و پنجم ژوئیه (روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران) پشتیبانی و در آن مشارکت خواهد کرد.

رادیو فردا

+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |
به دنبال تغییرات اخیر در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و جایگزینی افراد وابسته به اطلاعات موازی در راس این وزارتخانه، برخی از گردانندگان این نهاد امنیتی در مورد تلاش وابستگان احمدی نژاد برای پاک کردن سوابق خود هشدار دادند. این وزارتخانه امروز در اختیار کامل محمود احمدی نژادست.

وزارت اطلاعات از ابتدای تاسیس، یکی از وزارتخانه هایی بوده که مسئول ارشد آن با نظر مستقیم آیت الله خامنه ای انتخاب شده است. این سنت به طور مکرر از کابینه های چهارم به بعد در ایران اجرا شده و وزیر اطلاعات به نوعی نماینده رهبر جمهوری اسلامی در کابینه بوده است. اما اینک با برکناری محسنی اژه ای، محمود احمدی نژاد رسما خود را سرپرست این وزارت خانه معرفی کرده؛ امری که باعث شده مسئولین این وزارتخانه آن را به منزله حرکتی از جانب وابستگان احمدی نژاد برای پاک کردن سوابق سوء خود تلقی کنند و در مورد آن هشدار دهند.

طبق قانون رئیس جمهور می تواند به مدت سه ماه سرپرست وزارتخانه ای شود که وزیر ندارد و محمود احمدی نژاد نیز با این استناد در روزهای پایانی دولت سکان هدایت یکی از مهمترین نهادهای امنیتی کشور را راسا برعهده گرفته است. اما این اقدام با استقبال پرسنل و مقامات ارشد این وزارتخانه مواجه نشده و حتی هفت وزیر کابینه نهم در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی نسبت به این اقدام رئیس دولت نهم اعتراض کرده و آن را اقدامی ناشایست دانسته اند.

پیش از این خبرگزاری های رسمی اعلام کرده  بودند که احمدی نژاد در حکمی مجید علوی، یکی از معاونان محسنی اژه ای ـ وزیر برکنار شده اطلاعات ـ را بعنوان قائم مقام خود معرفی کرده اما این خبر از سوی برخی رسانه ها تکذیب و اعلام شد که علوی تمایلی به پذیرش این مسئولیت تحت نظارت رئیس جمهور ندارد.

از سوی دیگر جمعی از كارشناسان مستعفی وزارت اطلاعات كه در پی حوادث اخیر در این وزارتخانه از سمت‌های خود كناره گیری كرده اند در نامه ای به معاون حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات هشدار داده‌اند كه با توجه به سرپرستی شخص احمدی‌نژاد، این نگرانی وجود دارد كه پرونده‌های اطلاعاتی و سوابق ضد امنیتی برخی از نزدیكان وی، به ویژه اسفندیار مشایی، علی سعید لو، حمید مولانا، محمدرضا رحیمی و محمدزاده از "بایگانی وزارت استخراج و مورد تعرض قرار گیرد".

این مدیران اطلاعاتی با سابقه تأكید كرده‌اند با توجه به سابقه همكاری اسفندیار رحیم مشایی با وزارت اطلاعات و نیز پرونده ضد امنیتی او به واسطه ازدواجش با یكی از توابین مجاهدین خلق، هدایت این كار توسط وی دور از انتظار نیست.

پیش از نیز اخباری منتشر شده بود مبنی بر اینکه مداخلات اطلاعات سپاه در امور وزارت اطلاعات و همچنین استخدام غیرقانونی برخی نیروهای سازمان اطلاعات استان تهران در یک تشکیلات جدید موازی موسوم به "اطلاعات تهران"، موجب استعفای تعدادی از پرسنل و معاونان مانند حبیب الله، معاون فرهنگی و خزاعی، معاونت ضد جاسوسی شده است.

همچنین شایع بود که همزمان با طرح نام هایی که ممکن است در آینده سکان وزارت اطلاعات را برعهده بگیرند، پنج معاون دیگر وزارت اطلاعات در نامه ای به رهبرجمهوری اسلامی، نسبت به انتخاب حسین طائب رئیس کل نیروی مقاومت بسیج کشور به این سمت واکنش نشان داده و  انتخاب چنین فردی را موجب فروپاشی این وزارتخانه عنوان کرده اند. تاکنون وزارت اطلاعات هیچکدام از اخبار فوق را تکذیب نکرده است.

این در حالی ست که "اطلاعات موازی" پرونده سران دستگیر شده اصلاحات از جمله بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده، محسن میردامادی و دیگر دستگیرشدگان را در اختیار گرفته و بیم آن می رود که با آنان نیز همان برخوردی شود که در آخرین مورد با سعید امامی و همسر وی صورت گرفته بود.

سارا اصفهانی و سایت روز

 


+ نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 4 بعد از ظهر |