تبليغاتX
متن کامل بیانیه آیت‌الله طاهری اصفهانی:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
سلام خدا و رسول برگزیده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخیر راه آزادی و حریت که خون پاک خود را برای دفاع از حقیقت و امانت و صیانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکریم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اینجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ایران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزیز تسلیت عرض می نمایم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جمیل و اجر جزیل برای آنان و آزادی دستگیرشدگان و شفای مجروحین حوادث اخیر مسئلت می نمایم.
انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد از چند جهت حادثه تاریخی و حائز اهمیت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت یکپارچه و بانشاط و امیدوار به تغییر سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و این بهترین هدیه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسیاری خطرات بیرونی و درونی مصون داشته و در مسیر امید و رشد و شکوفایی و عدالت حقیقی به تعالی برساند اما هیهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبیری و اقدامات غیرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گردید طرح مسائلی از قبیل تهمت پراکنی به یاران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زیرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات این نظام محسوب می گردد به نفع این دولت و سواستفاده وسیع از امکانات ملی چون رادیوتلویزیون و مطبوعات دولتی و توزیع وسیع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهایتاً پس از اخذ آرا، تقلیب بسیاری از برگهای رای به نفع خودشان و تائید عجولانه، این فرصت طلایی و بسیار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانیان و مردم آنچه ماند، آبروی ریخته نظام و خون های بناحق ریخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخریب شده و در یک کلام، مشروعیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزیز ایران بود.

هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسیع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمایند در حالیکه باید حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هایی سنگین از قبیل اصل بیطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضایی و اجرایی در برگزاری انتخابات و دیگر امور مهمه نظام مواجه است که یا به انفعال ملّت از مشارکت در تعیین سرنوشت خود و یا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجامید و دایره این یاس و تردید ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجیه ظلم و بی عدالتی گردیده بینجامد.
من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشینی در این ایام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم میگویم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از این انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانیم، اگر این تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفویض نمودند، وظیفه آنها است بحکم امانتداری در رعایت حقوق آنان کوشا بوده و در صیانت آن امین باشند. "لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده، فان ذلک شیء اعتاده؛ فلو ترکه استوحش لذلک و لکن انظروا الی صدق حدیثه و اداء الامانته" که در این روایت ملاک تقوی و صلاحیت، راست گویی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دین داری کما اینکه در آیه شریفه "ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعریف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نیست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانین از سلطه زورمندان است.
اینروزها مشاهده میشود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقیب جناب آقای میرحسین موسوی علناً حمایت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکایت شکاة باشد؟ چرا نامه توبیخیّه امام و هشدارهای ایشان به بعضی از تخلفات آقایان را منتشر و نقل نمی کنید؟ آیا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رییس دولت و منسوبینش را به یارانش تحمّل می کرد؟ آیا امام اچازه می داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دین، قانون و امام عزیز می شوند که بتوانید منفعتی از آن ببرید؟ آیا این مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نیست؟ آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بین جنبک).
اینجانب احتمال می دادم که شاید توجّه به مصالح درازمدّت و تاریخی انقلاب و نظام و ایجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقایان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسیعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با دید معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتایج از قبل اعلام شده را تثبیت نمایند و شرایط نظامی و امنیّتی برای دستگیری و سرکوب معترضان و زنده کردن کینه های قدیمی و انتقام از یاران وفادار امام و جوانان و دانشگاهیان را تشدید کنند. بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.
از عموم مردم و جوانان عزیز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشدید ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمایت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون"

والسّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
خادم شما مردم شریف ایران اسلامی
سید جلال الدّین طاهری
۱۳۸۸/۷/۴

"بر گرفته از:سایت میهن"

+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 11 قبل از ظهر |

طی بیست سال گذشته چند بار از صفحه تلویزیون نمایش دل آزار اعترافات اجباری را به تماشا نشسته ایم یک بار، دوبار، ده بار، نتیجه این نمایش ها که در خلال ان یک قربانی به تمام معنا پس از تحمل فشار های جسمی و روحی فراوان در برابر دوربین قرار می گیرد تا دست نوشته کارگردانان پشت صحنه را چونان ادعا نامه ای سیاسی علیه خود و همفکران و همراهان خود قرائت کند چه بوده است؟

اگر قرار بود اعترافات تلویزیونی نتیجه ای در بر داشته باشد پس از پخش این همه شاهکار از صفحه تلویزیون چرا باز هم میلیونها نفر در خیابا نهای تهران به حرکت در میایند و علیه دورغ و فریب و نیرنگ که بدترین گناهان از منظر اخلاق اسلامی و فرهنگ ایرانی است شعار می دهند.

سالهاست همگان می دانند میان سعید امامی و سعیدی سیرجانی چه گذشت تا این یکی به خواست آن دیگری در برابر دوربین قرار بگیرد و روایت دستگاه های امنیتی را علیه خود نا خواسته تکرار کند. سالهاست همگان سر گذشت دکتر فرهاد بهبهانی را در مهمانی حاجی اقا می خوانند و بر اسرار پشت پرده حکایت اعترافات وی تاسف می خورند که چگونه ماموران بر قرار امنیت و ارامش بر پای یک پیرمرد بی رحمانه تازیانه می زنند تا یک قربانی بی پناه که ماهها در سلول تنگ انفرادی از زمان و مکان واقعی دور افتاده و حتی از حق دیدن آفتاب و شنیدن صدای زن و فرزند محروم مانده به بازی در نمایش اعترافات اجباری تن دهد. سالهاست همه ایرانیان با سریال دنباله دار اعترافات اجباری آشنایند اما هیچکس باور ندارد آنچه را بازجو می نویسد تا متهم سیاسی در برابر مردم بخواند. هیچکس باور ندارد این قصه های دروغین را که ورق پاره کیهان همچون کلاغان شوم هر روز تکرار می کند. و حالا دوباره دور تازه ای از اعترافات اجباری آغاز شده تا یک جنبش میلیونی علیه دروغ و تقلب به یک توطئه محفلی تقلیل داده شود. روزنامه نگار پرکار باسابقه ای مثل امیر حسین مهدوی در برابر دوربین قرار میگیرد تا سناریوی تراوش شده از ذهن تنگ و تاریک و بیمار دادستان تهران را در برابر مردم بخواند. اما چه کسی باور میکند که امثال امیر حسین مهدوی آنچه را پس از فشارهای طاقت فرسا بر زبان می آورند خود باور داشته باشند راستی با جوانان خود چه می کنیم آیا اخلاقی است که با جوانان این نسل همان رفتاری را داشته باشیم که رژیم صدام در زمانه جنگ تحمیلی با پدرانشان داشت یعنی فشار برای گفتن حرفهای که باور ندارند یعنی شکنجه برای اعتراف علیه خود و اعتقادات خود.

این انحطاط نیست یک سقوط تمام عیار است سقوط ارزشهای دینی و سقوط فضایل اخلاقی. ایا حکومت عدل علی که وعده اش را به مردم می دادند و شعارش را هر روز از حلقوم گوساله سامری می شنویم همین است که امروز می بینیم شکنجه بی گناهان به قصد اخذ اعتراف دروغین و تیر اندازی به دختر جوان و غیر مسلح. راستی کدام سرباز حتی در جنگ های وحشیانه و نا برابر تیراندازی به یک دختر غیر مسلح مدال افتخار گرفته است.

این روزها بارها بارها تلویزیون ایران صحنه ضرب و شتم یک جوان بسیجی را پخش کرده است و امروز پخش نمایشنامه های تکراری و تهوع اور اعترافات اجباری را به افتخارات پیشین خود افزوده تا به مردم بقبولاند که انچه در دو هفته پیش در تهران رخ داده نه یک جنبش مدنی و مسالمت امیز ملی بلکه یک شورش و اغتشاش برنامه ریزی شده بوده است اما دنیا دیگر همان نیست که با چند روزی نامه یا زنجیره ای از تبلیغات رادیو تلویزیونی می شد افکار عمومی را شکل داد و مهندسی کرد. امروز اگر رسانه جناحی اقای ضرغامی هم خود را به ندیدن بزند مردم راهپیمایی ارام سه میلیونی معترضان به تقلب را بارها بارها دیده اند صحنه قتل وحشیانه ندا اقا سلطانی را بارها بارها دیده اند صحنه هجوم چماق بدستان را به جوانان و نوجوانان بی پناه و تیر اندازی به سوی افراد غیر مسلح را بارها از نزدیک شاهد بوده اند.عصر ما عصر توسعه پر شتاب رسانه هاست.عصر ما عصریست که خبر سقوط دیکتاتورها را مردم جهان حتی زودتر از خودشان می شنوند.

"سعيد رضوي فقيه"

+ نوشته شده توسط محمدرضا در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 10 قبل از ظهر |
*** به یاد ندا صالحی آقا سلطان و سایر شهیدانی که عاشقانه در دفاع از آزادی و مردم سالاری به خدایشان پیوستند !

*****
" مرثیه دوست "
سوگواران تو امروز خموشند همه
که دهان های وقاحت به خروشند همه

گر خموشانه به سوگ تو نشستند، رواست
زان که وحشت زده حشر وحوشند همه

آه ازین قوم ریائی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب باده فروش اند همه

باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه

ای هران قطره زآفاق هران ابر ببار!
بیشه و باغ به آواز تو گوش اند همه

گرچه شد میکده ها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموش اند همه،

به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوش اند همه.

*****

"دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی"

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 5 بعد از ظهر |
اخبار روز: خبرگزاری نووستی که یک خبرگزاری رسمی روسیه است، در تفسیری که روز سوم تیر ماه انتشار داده است، نوشته است که موضوع «تغییر رهبری» در میان رجال عالی مقام ایرانی در دست بررسی است.
تفسیر این خبرگزاری را که زیر عنوان «عملیات نجات نظام ولایت فقیه در ایران» نگاشته شده، در زیر می خوانید:

اوضاع در جمهوری اسلامی ایران به طور حتم در مرحله حساسی قرار دارد. اغلب در چنین شرایطی حل اوضاع بسیار غیر منتظره هم هست. روحانیون بلندپایه ایران آماده بررسی مسئله تغییر رهبری دائم العمر آیت الله "سید علی خامنه ای" هستند.
بر اساس گزارش برخی از رسانه های گروهی، مقامات ایرانی در شرایط دو دستگی در میان رجال مملکتی امکان و پیامدهای تغییر رهبری را ارزیابی می کنند. در کل چنین سناریویی مغایر قانون اساسی ایران نیست. به همین خاطر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی شورای خبرگان رهبری مرکب از ٨۶ روحانی عالیربته را در نظر گرفته که مسئله بررسی و تغییر رهبر در صورت ناتوانی جسمانی و یا شرایط غیر مترقبه در ایران را بر عهده دارند.
بدون تردید در چنین شرایطی چهره "علی اکبر هاشمی رفسنجانی" رییس جمهور اسبق و رقیب اصلی آیت الله خامنه ای، در میان رجال ایرانی، بسیاری کلیدی است. رفسنجانی در حال حاضر ریاست شورای خبرگان رهبری و مجلس تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد.
گزینه تغییر رهبر انقلاب به خودی خود طی تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی ایران بی سابقه است. البته نه به خاطر اینکه آیت الله خامنه ای بلافاصله بعد از "امام خمینی" بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران به رهبری رسید. مسئله جای دیگری است. بعید به نظر می رسد که در آستانه این وقایع به ذهن کسی خطور می کرد که ممکن است کار به تغییر رهبری منتهی شود. موقعیت و حکم رهبری مادام العمر از ابتدا مفهوم خدشه ناپذیری و صلاحیت عملکرد دارنده آن را در خود دارد که به نوبه خود رهبر را از هرگونه شک و ظن دور می کند. اما اینک بحث تغییر رهبری در میان است. چه اتفاقی افتاده است؟
انتخابات در ایران نشان داد که نه تنها دو دستگی میان رجال سیاسی و روحانیون رخ داده بلکه جامعه نیز در کل به دو دسته تبدیل شده است. این در حالیست که بحران اصلی جامعه ایران نه بر اثر اختلاف در روش های اصلاح طلبان و اصول گرایان در زمینه های اقتصادی و سیاست خارجی بلکه بر اثر جسارت کسانی رخ داده که خود را فریب خورده بشمار می آورند. خیابان ها بیشتر از دانشجویانی پر شده که "تب" مقابله میان اطلاح طلبان و اصولگرایان را بوجود آورده اند. خیابان ها در آتش فریب خوردگان می سوزند. حال این مسئله تا چه اندازه برای رژیم خطرناک است؟
سیستم "مردم سالاری" که توسط روحانیون شیعی ایران طراحی شده به نوع خود منحصر بفرد است. این سیستم آمیزه ای از ارزش های اجتماعی متمایل به دموکراسی با در نظر گرفتن بی چون و چرای ارزش های اجتماعی اسلامی است.
روشن است که ایران با پیروی کامل از فرایض اسلامی طبیعتا به کشوری فقهی مبدل شده که ایدئولوژی و سیاست آن کاملا بر اساس قوانین شرعی تنظیم شده اند. همه چیز می توانست مساعد باشد اما در شرایط رشد روز افزون تورم و افزایش روند بیکاری، مناقشه میان "آحاد مردم" و رژیم دور از انتظار نبود. نیاز به عاملی بود که جریان "خیابان ها" را منجر شود.
انتخابات ریاست جمهوری هم در حقیقت همان محرک لازم بود. برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی ایران مردم خواستار اهمیت قائل شدن برای رای خود هستند نه تصمیم شورای روحانیون. شعار" رای من چه شد؟" عملا به سمبل این مبدل شده است.
نکته جالب توجه سخنان "ابوالحسن بنی صدر" اولین رییس جمهور ایران در این زمینه است که یکی از معماران انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ محسوب می شود. از نظر وی مهمترین عامل موثر و سرنوشت ساز پیروزی انقلاب اسلامی در آن زمان عامل حضور خودجوش و سیل آسای ملت بود. اوضاع کنونی دقیقا یادآور همان سناریوست. به گفته یکی از مسئولین ستاد "میر حسین موسوی"، آنها خود نیز چنین انتظاری نداشتند و خواستار خاموش کردن شعله خشم ملت هستند. اما چگونه؟ مردم در خیابان ها دیگر به این سخنان توجهی ندارند.
البته حکومت خواستار آن نبود که دعوای خانوادگی به بیرون درز پیدا کند. وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی نیز بر همین اساس رسانه های گروهی خارجی را از تهیه اخبار و گزارش از محل تظاهرات بدون مجوز ویژه از حکومت، بر حذر داشت.
پلیس نیز خبرنگاران خارجی و داخلی را بازداشت نموده و عکس ها و فیلم هایی که آنها از محل تظاهرات گرفته اند را ضبط نموده است. از ابتدای این ناآرامی ها دولت بدون تعلل شروع به بازداشت نمودن خبرنگاران نموده است. در میان آنها رییس انجمن خبرنگاران ایران، خبرنگار کانادایی "نیوزویک" و خبرنگار شبکه تلویزیونی بی بی سی دیده می شوند که دولت ایران وی را "عنصر نامطلوب" اعلام کرده است. دلیل این بازداشت ها و ممنوعیت ها طبیعتا بدون توضیح باقی مانده است. در حال حاضر همه به یک اندازه از جمله آیت الله خامنه ای، احمدی نژاد، رفسنجانی به نجات رژیم تمایل دارند. اما دلایل شخصی آنها و دافعه های موجود میان ایشان، اتحاد و یافتن راه های سازشکاری میان آنها را غیر ممکن ساخته است.
به گفته یکی از منابع آگاه در قم، رفسنجانی نظر مساعد شورای تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان برای بررسی مسئله خلع رهبری در مجلس خبرگان را جلب کرده است.
رفسنجانی احتمالا از سوی آیت الله سیستانی یکی از رهبران بانفوذ شیعه که همزمان در ایران و عراق مورد احترام قرار دارد، نیز جلب حمایت نموده است. بر اساس اطلاعات موجود فعلا مسئله وجود جانشین برای وی مطرح نیست. حداقل به طور موقت به جای رهبر قرار است که شورای رهبری انجام وظیفه کند. اما بر اساس گزارشات دیگر، قرار است که یکی از چهره های قدیمی در میان روحانیون یعنی "آیت الله صانعی" بعنوان فرد مورد نظر معرفی شود.
تغییر خامنه ای بدون تردید استعفای احمدی نژاد از پست ریاست جمهوری را به همراه خواهد داشت. البته ممکن است که این مسئله به آرامش خیابان ها منجر شود، اما بحث دیگر آنست که آیا این مسئله مدت زیادی ادامه پیدا خواهد کرد؟ حال بعید به نظر می رسد که رژیم ولایت فقیه بتواند به احیای ظاهری "مردمسالاری دینی" بسنده کند.
 
+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 7 بعد از ظهر |
ليست وبلاگهای به روز شده
« اخبار رامسر »   خبری - تحلیلی اسلام و آزادی وبلاگهای دکتر شریعتی